از کارجویی تا کارآفرینی (داستانک)

رادبو جوان ایرانی-گروه جوان و کارآفرینی:

داستانک:

از کارجویی تا کارآفرینی

پسر جوان، تازه فارغ­التحصیل شده بود و با هزار امید و آرزو دنبال کاری مرتبط با رشته تحصیلی خود صفحات روزنامه را ورق میزد، روزها می­گذشت ولی کاری که مناسب با تحصیلاتش باشد نمی­یافت، آگهی استخدامی هم در کار نبود... تمام صفحات نیازمندی روزنامه­ها را مرور میکرد و به شماره­های آگهی­ها تلفن میکرد ولی نتیجه ای در برنداشت. با خود گفت: یعنی بیهوده این سالها را درس خواندم؟ واقعا در این شهر کاری برای من نیست؟ سوالات پشت سر هم از ذهن جوان عبور میکردند و پاسخی برای هیچ یک نداشت... در یکی از روزها هنگام صرف صبحانه توجهش به گوینده رادیو جلب شد که میگفت: "جوان ایرانی سلام... نبینم اخمو نشستی... نبینم با خودت قهر کردی... آخه تو یک جوون ایرونی هستی... تو میتونی هر کاری رو انجام بدی!..."

جوان به فکر فرو رفت... با خودش گفت: مگر اینها که آگهی استخدام زدند چی از من بیشتر داشتند؟ چرا باید بدنبال کار پیش دیگران بگردم؟! چرا نباید خودم کاری را ایجاد کنم؟! فکرهای جدیدی در ذهن جوان جوانه میزد... آری من هم میتوانم... من هم میخواهم یک کارآفرین باشم... از کارجویی تا کارآفرینی

چند سال بعد او دیگر جوان جویای کار نبود، یک کارآفرین جوان بود که چندین جوان جویای کار را استخدام کرده بود که هر سال نیز به تعدادشان افزوده میشد. او راز موفقیت خود را اراده و باور قوی در رسیدن به هدف عنوان میکند و می­گوید: جوانان انتظار نداشته باشند به سرعت به درآمد بالایی برسند. اگر به کارآفرینان موفق چه در ایران و چه در جهان نگاه کنید ماه‌ها و سال‌ها زمان و تلاش صرف کرده­اند تا به نتیجه رسیدند. اگر ایده جدیدی دارید هرگز در اجرای آن حتی دقیقه ای را هدر ندهید و البته در نظر داشته باشید که ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.

منبع: رادیو جوان ایرانی

/ 0 نظر / 17 بازدید