چطور با همسر خود آشنا شدید و یا دوست دارید آشنا شوید؟

به گزارش خبرنگار حوزه سینما باشگاه خبرنگاران؛ سید شهاب الدین حسینی تنکابنی در 14 بهمن 1352 در تهران به دنیا آمد او اولین فرزند خانواده‌اش است و یک برادر و دو خواهر دارد. 

 وی در سال 1374 ازدواج کرد، خودش دررابطه با نحوه آشنایی با همسرش می‌گوید: 22 ساله بودم که با بچه‌های تئاتر دانشگاه تهران کار می‌کردم، جوانی سرگشته از طبقه متوسط جامعه که به امکانات تفریحی متولانه دسترسی نداشت. 

تا قبل از این که همسرم را ببینم قصد ازدواج نداشتم تا این که روزگار ما را در برابر هم قرار داد. به او پیشنهاد آشنایی دادم اما همسرم هیچ اعتقادی به اینگونه دوستی‌ها و آشنایی‌ها نداشت و گفت: اگر کسی واقعا عاشق است و تمایل قلبی برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش دارد، باید در این راه صادقانه گام بردارم و بنابراین موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم و مصمم به ازدواج شدم، دیگر تکه دوم زندگی‌ام را پیدا کرده بودم.

تا قبل از این که همسرم را ببینم قصد ازدواج نداشتم

بعد از صبحت‌های اولیه ورسم و رسومی که در این رهگذر طی می‌شود، بعد از 3-4 ماه نامزدی، عقد کردیم اما شرایط برگزاری جشن عروسی را نداشتم، از طرفی مایل بودم استقلال درزندگی را با برگزاری جشن توسط خودم آغاز کنم، به همین دلیل 3 سال طول کشید تا ما به جشن عروسی برسیم.
 
ما هم مثل زن و شوهرهای دیگر در مواردی توافق نداشتیم: در  گذرگاه‌هایی به بن بست برخوردیم و در جاهایی به «مو» می‌رسیدیم اما در انتهای هر ماجرا وقتی می‌ایستادیم و به همدیگر نگاه می‌کردیم، احساس می‌کردیم واقعا یکدیگر را دوست داریم،» امروز«شهاب حسینی» یا همان« حجت» فیلم اصغر فرهادی، صاحب 2 پسر به نام‌های «محمد امین» و «امیر علی» است و در کنار همسرش، در کافه‌ای که در لواسان در اطراف تهران افتتاح کرده‌اند، زندگی آرام و لذت بخشی دارند. 

من آن زمان سید شهاب الدین حسینی بودم. فقط همین خلاصه اینکه ما از صفر و در کنار هم شروع کردیم البته پدر و مادر هردوی ما سعی داشتند که دستمان را بگیرند اما قرار گذاشته بودیم که روی پای خودمان بایستیم و خوشبختانه همین طور هم شد. 

خلاصه اینکه من سید شهاب الدین 22 ساله و پسر بچه 15 ساله زندگی مشترکمان را با تمام کم  و کاستی‌هایش شروع کردیم و تا به امروز با وجود همه سختی‌ها و فراز و نشیب‌ها در تمام مدت در کنار هم بودیم. 

او دو فرزند دارد که فرزند اولش به نام محمد امین در زمستان 1382 و فرزند دومش به نام امیر علی در تابستان 1390 به دنیا آمد. 

تحصیلات دانشگاهی او در رشته روانشناسی دانشگاه تهران بودکه آن را به قصد مهاجرت به کاناداد ناتمام گذاشت کار خود را با تئاتر دانشجویی وسپس گویندگی رادیو آغار کرد. سپس در برنامه‌ای به نام "اکسیژن" در تلویزیون ظاهر شد.
 
درچند برنامه دیگر هم مانند "برپا برپا" ، "به رنگ صبح" ، " سایه روشن"، و . . . به عنوان مجری حضور داشت. 

او سال‌های بعد هم به کار بازیگری و هم اجرا پرداخت. وی بخاطر بازی در فیلم‌های سینمایی "واکنش پنجم" و " شمعی درباد" و "محیا" مورد توجه قرار گرفت. در سال 1386 برای فیلم "محیا" از جشنواره بین‌المللی فیلم فجر موفق به کسب دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد و در سال 1378 در همین جشنواره برای فیلم "سوپر استار" سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را دریافت کرد. همچنین وی به خاطر فیلم‌های "پرسه درمه" به کارگردانی "بهرام توکلی" و " درباره امی" به کارگردانی "اصغر فرهادی"بازیگر مرد برگزیده چهاردهمین جشن بزرگ سینمای ایران نیز بود.  
 
حسینی به همراه چندی از دوستانش و همچنین برادرش "سید مهدی حسینی" گروه موسیقی "هفت" را تاسیس کردند تا کنون 4 مجموعه آهنگ از این گروه منتشر شده‌ است که به "شهاب حسینی" در آلبوم یک و دو به دکلمه پرداخته و در آلبوم سه و چهار خوانندگی کرده است.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

/ 1 نظر / 33 بازدید
من

چقد امروز از شهاب حسيني دارم ميخونم وهمشون اتفاقي........جالبه ... دوست دارم قشنگ باهاش اشنا بشم ولي دور ازشوخي اتفاقا ديشب داشتيم با دوستم در مورد اشنايي قبل ازدواج حرف ميزديم كه هر دوتامون با اين موافق بوديم كه اگه قراره كسي قبل ازدواج بهم پيشنهادي بده بايد كاملا صريح وروشن حرف بزنه وشايد بهتره بگم بي پرده و خيلي شجاعانه بياد وبگه خانوم من ازشما خوشم اومده اگه بشه با خانواده تون اشنا بشم نه اينكه بعضي پسرا انگار دارن عمليات فوق سري انجالم ميدن يه جوري عمل ميكنن كه ادم از شخصيت خودش خجالت ميكشه به خودش ميگه خدايا من دارم كار بدي ميكنم يا اين پسره .......بنظرم ابراز علاقه اصلنم ايراغدي نداره كه قايمش ميكنن اما حرف سر اينه كه همين ادما اصلن نميدونن علاقه چيه برا همين مخفيانه اينكارا رو ميكنن.......... اينكه بخاي به كسي شماره بدي اصلن ازش خوشم نمياد ولي متاسفانه انگار جديدا مد شده ...از اين دوبار بريم پارك وسه بار بريم بيرونا هم اصلن خوشم نمياد .....دوس دارم كاملا رسمي باشه ولي متاسفانه انگار ديگه تو اين دور وزمونه به اين علاقه هاي واقعي ورسميت كمتر كسي بها ميده .....اصلن برا همين سخت گيريامه كه هنوز شوهر گ