نقش لقمه ی حلال در تربیت نسل جوان

- ركود سرمایه و طبیعت در اسلام ممنوع!

 

در اسلام گدایی ممنوع است، هیچ چیز نباید راكد باشد. ركود ممنوع است. حالا ركود چه چیزهایی؟ ركود فكر ممنوع! ركود طبیعت ممنوع! ركود بدن ممنوع! ركود سرمایه ممنوع!

 

ركود فكر: آدم هایی كه مشورت نمی كنند، فكرشان می ایستد. همینطور كه آب راكد است، یعنی ایستاده است، فكر هم می ایستد، چون با كسی مشورت نمی كند. مشورت كن یعنی چه؟ یعنی ببین دیگران چه می گویند؟

 

ركود طبیعت: حدیث داریم اگر كسی آب دارد، خاك دارد، گندم می خرد، «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ» اگر كسی آب دارد، خاك دارد، ولی گندم می خرد، «فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ» (بحارالانوار/ج /100ص 65)لعنت خدا بر این ها باد. چرا؟ برای این كه طبیعت را معطّل كرده است. اگر كسی بیابانی را ثبت داد، با ثبت دادن آدم مالك نمی شود. آقا سند دارم! باسمه تعالی، بی خود سند داری! با رئیس ثبت گاوبندی كرده ای، سند گرفته ای! كسی بیابان ها را مالك می شود كه در آن كشاورزی كند. اگر كسی كشاورزی نكند، داشتن ثبت و دفترچه دلیل بر مالكیت نیست. اگر كسی یك قطعه زمینی را گرفت، تا سه سال سیم خاردار و دیوار كشید و تا سه سال سنگ چینی كرد، اگر تا سه سال كشاورزی نكرده است، سنگ هایش را دور بریزید، خودتان به زمین تراكتور ببندید، نمی شود طبیعت را معطل كرد. سرمایه راكد. . . كسی كه پولش را بخواباند. گنج، كنز، ركود ممنوع!

 

ركود علم ممنوع! اگر كسی دانشمند است، از او سؤال می كنند، جواب نمی دهد، حدیث داریم كه روز قیامت خداوند، یك حلقه ی آهنی و لجام آهنی در حلق این آدم دانشمند می كنند، برای اینكه این علم داشت به كسی یاد نداد. علم هم نباید راكد باشد. توقف ممنوع! البته من اگر الان فكر كنم، شما هم فكر كنید، ممكن است چیزهای دیگری هم به ذهنمان برسد، اما حالا فعلاً عجالتاً همین موارد. . .

 

خوب! «أَیُّمَا قَوْمٍ أَحْیَوْا شَیْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ عَمَرُوهَا فَهُمْ أَحَقُّ بِهَا وَ هِیَ لَهُمْ» (الكافی/ج /5ص 279) «مَنْ أَحْیَا أَرْضاً مَوَاتاً فَهِیَ لَهُ» (التهذیب/ج /7ص 152)جایزه ی كشاورز چیست؟ هر منطقه بایر، هر زمین رهایی را كشاورز كشت كند و سبز كند، كشاورز این زمین برای خودش می شود. یعنی مزد این، این است كه «مَنْ أَحْیَا» كسی كه احیاء كند، «أَرْضاً مَوَاتاً» زمین مرده ای را، «فَهِیَ لَهُ» زمین برای خودش است.

 

بحث من چیست؟ لقمه ی حلال اثر دارد! قرآن می فرماید: «وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ» (بقره/188)لقمه ی باطل نخورید. بعضی وقت ها یك خیاطی مثلاً كت و شلوار را فلان مبلغ می گیرد. یك خورده اش را برمی دارد، باقی اش را به شاگردش می دهد و می گوید شما این را بدوز! گفتند: این درآمد حلال است؟ فرمود: اگر خیاط نقشی دارد، حلال است، اگر هیچ نقشی ندارد، حرام است. یك وقتی یك خیاط مدیریت می كند، برش می زند، نظارت می كند، یك چرخی، مغازه ای، یك كاری كرده است، به خاطر مدیریتش، به خاطر نظارتش، به خاطر اینكه سرمایه مغازه برای اوست، یك مقداری هم خود خیاط بر می دارد،

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 3
 

اما اگر این خیاط هیچ نقشی ندارد، صد تومان می گیرد، هشتاد تومان می دهد به شاگرد، بیست تومان چه پولی است كه می گیری؟ خانه ای را آدم مثلاً ماهی یك میلیون اجاره می كند، بعد یك میلیون و نیم اجاره می دهد. پانصد تومان این وسط بالا می كشد. برای چه؟ یك وقت این خانه آب نداشت، گاز نداشت، برق نداشت، در گاراژی نداشت، اگر نقشی در این خانه داری، طوری نیست. نقشت را عمل كن، یك چیزی هم اضافه اجاره بده! اما اگر هیچ نقشی نداری، برای چه شما اینجا سود می بری؟ درآمد بدون كار است.

 
3- رشوه به اسم هدیه، لقمه ی حرام!
 

«لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ و تُدْلُوا بِها إِلَی الْحُكَّام» رشوه! «تُدْلُوا» از «دلو» است. «دلو» آن چیزی است كه پایین می اندازند كه آب بكشند. می گوید: «تُدْلُوا بِها إِلَی الْحُكَّام» یعنی یك پولی را در «دلو» می گذارد و پهلوی قاضی می فرستد كه این پول را بگیرد، یك پاكت و یك پولی به حسابش می ریزد كه. . . حالا گاهی هم یك اسم های دیگری روی آن می گذارند. مثلاً می گویند: هدیه! با اسم رشوه عوض نمی شود. «مَنْ أَكَلَ حَرَاماً مَا لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَرْفاً وَ لَا عَدْلا» (بحارالانوار/ج /100ص 16)روایت داریم اگر كسی لقمه اش حرام باشد، خداوند چیزی را از او قبول نمی كند.

 

خوب! از درآمدهای حرام قمار است. متن قرآن است. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ» شراب، قمار، این ها «رِجْسٌ» است. یعنی پلید است. «مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ» اجتناب كنید. «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده/90)شاید رستگار بشوید. «إِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَه یَ وَ الْبَغْضاءَ» شیطان می خواهد با این قمار و شراب در بین شما كینه بیاندازد. دو نفر رفیق، با نمره ی چهارده همدیگر را دوست دارند، سر سفره ی قمار می نشینند، یكی برنده می شود و یكی بازنده می شود، برنده پول طرف را می گیرد و بلند می شود. این ها وقتی نشستند، چهارده درجه همدیگر را دوست داشتند، وقتی بعد از قمار بلند شدند، آن كه باخته است، چهارده درجه چهار درجه می شود! چرا؟ چون می بیند پول هایش در جیب او رفت. دیگر او را دوست ندارد. معنایش این است. شیطان می خواهد كینه به وجود بیاورد، قمار یكی از ابزار كینه است، و شراب هم همینطور است. «وَ یَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاه یِ» (مائده/91)

 
4- كار مانع نماز، در ردیف كارهای پلید
 

ببینید آقا! شراب خیلی ضرر دارد، برای چشم، برای اعصاب، برای نسل، برای دستگاه گوارش، ضررهای شراب بسیار است، اما قرآن نمی گوید شراب این ضررها را دارد، برای چشم و برای معده ات. . . می گوید: تو را از نماز باز می دارد. حالا اگر یك بازاری صدای اذان شنید، مشغول فروش طلا، قالی، پارچه، میوه. . . خیابان و بازاری كه صدای «قد قامت الصلاه ی» را می شنوند، و این كاسبی باعث می شود كه به مسجد نروند، این كاسبی هم مثل شراب است. حرف مهمی می زنم.

 

توجه كنید! یك بار دیگر می گویم. چون حرف مهم است. از نظر فقهی نمی گویم. از نظر قرآنی می گویم. قرآن می گوید: شراب شما را از نماز باز می دارد. «وَ یَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاه یِ» ، «الصَّلاه یِ» یعنی نماز! شراب شما را از نماز باز می دارد، حالا اگر خیاطی، حالا اگر مدیر كل، اگر وكیلی، وزیری، استانداری، معلمی، استاد دانشگاهی، اگر من منبری، اذان می گویند، روی منبر هستم. هر كاری كه ما را از نماز باز دارد مثل شراب است. نه از نظر فقهی، تكرار می كنم. از نظر فقهی نمی گویم كه بگویید: مراجع یك چنین دستوری نداده اند. از نظر فقهی حرف نمی زنم، از نظر قرآنی حرف می زنم. قرآن می گوید: شراب نخورید برای اینكه «وَ یَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاه یِ» ، اگر كلاسی وقت اذان باز باشد، هر مؤسسه ای، شركتی، كارخانه ای،

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 4
 

وقت نماز مشغول كارش باشد، این كار اگر او را از نماز باز بدارد، او هم حال و هوای شراب را دارد. ظهر تعطیل كنید. چه اشكالی دارد كه ده دقیقه تعطیل كنید؟ هیچ طوری نمی شود. امام (رضوان الله تعالی علیه) می رود مكه كتاب بخرد، تا می خواهد پول بدهد، صدای اذان بلند می شود، كتاب فروش پول را نمی گیرد و می گوید: اذان! می گوید: آقا پول را بگیر! می گوید: نه نه نه! اذان! این كتاب فروش نیم قرن در مغز امام اثر گذاشت، خود امام این را فرمود. چه اشكالی دارد، مادری در حال ظرف شستن است، صدای اذان را كه شنید، شیر را ببندد، نماز بخواند و بعد مابقی ظرف ها را بشوید. بچه اش یاد می گیرد و این طوری تربیت می شود. تربیت به همین رفتارهاست. كلاس و درس اخلاق و این ها. . .

 

خیلی ها می آیند نزد من، خیلی! همین دیروز باز یك جوان آمده بود. آقا ما دلمان می خواهد به خدا برسیم، من یك راه عرفانی می خواهم. . . گفتم: ببین! تو را به خدا راه عرفانی نمی خواهد بروی، هر چه واجب است انجام بده، هر چه هم حرام است ترك كن، به خدا می رسی! باقی كارها را هم به ما امر نكرده اند كه انجام دهیم. واجبات را انجام بدهیم. . . خدا آیت الله العظمای بهجت را رحمت كند. می رفتند و می گفتند ما می خواهیم یك راه معنوی پیدا كنیم. ایشان نگاه می كرد و می گفت: واجباتت را انجام بده، از حرام هم دوری كن، راه معنوی همین است. ما گاهی وقت ها مرتب. . . مثلاً می خواهیم عشق خودمان را به امام حسین (ع) اظهار كنیم، مثلاً فكر می كنیم اگر بگوییم من مجنون حسین (ع) هستم، من دیوانه ی حسین (ع) هستم، من سگ حسین (ع) هستم، امام حسین (ع) نه مجنون و نه دیوانه و نه سگ می خواهد. امام حسین (ع) گفته است: «هیهات منا الذلّه» من زیر بار ذلت نرفتم، تو هم هیچ كاری را كه ذلت در آن است دنبال نكن! در خط خودت! امام حسین (ع) مرید می خواهد.

 

یعنی امام حسین (ع) می خواهد كسی خطش را برود، نه سگ می خواهد، نه دیوانه می خواهد. من دیدم یك كسی وارد حرم شد، مثل گربه راه می رفت، این مثلاً فكر می كند خیلی عرفانش گل كرده است، بابا ببین! بلند شو! خود امام صادق (ع) وقتی كربلا می آمد، چطور كربلا می آمد؟ ما گاهی وقت ها اصلاً چون تربیتمان تربیت مكتبی نیست، تربیتمان همراه با سلیقه ها و انحراف ها است، یك دكان دارهای حقه بازی هم پیدا شده اند، الله اكبر! خوب او می بیند كه مردم ساده هستند، خوب اگر مردم ساده هستند چرا استفاده نكنیم؟ نشسته و می گوید: من با امام زمان (عج) یك روابطی دارم، می گویند: آقا! دست آقا را می بوسند و می گویند: می شود شما با امام زمان (عج) یك رابطه ای پیدا كنی و ببینی راجع به ما چه می گوید؟ ایشان سرش را چنین می كند! آقا فرمودند: شما این كارها را انجام بده! تو غلط كردی! باسمه تعالی غلط كردی! این فكر می كند امام زمان (عج) پول جیبش است كه یك كمی نگاهش كند، پیام بگیرد. بازی است.

 

چون وقتی مردم ما ساده شدند كسی. . . خوب آدم چه بگوید؟ تربیت دینی «كتابَ الله و عِترَتی» قرآن را باید در نظر گرفت. آمده می گوید: آقا شما شعر فلانی را قبول نداری؟ می گویم: نه كه قبول ندارم. می دانی او چه كسی است؟ باسمه تعالی هر كس می خواهد باشد، من شعر را با قرآن تطبیق می كنم، این قدر شعرای درجه ی یك ما شعرهایی گفته اند كه ضد قرآن است، این قدر شعرای درجه ی یك ما شعرهایی گفته اند كه ضد روایت است، آن ها را قبول نداریم. هر چه كه طبق روایت بود، قبول داریم. ما شعرا را كه از امام صادق (ع) بیش تر قبول نداریم. امام صادق (ع) فرمود: اگر یك حدیثی از امام صادق شنیدید، با قرآن تطبیق بدهید اگر طبق قرآن بود، عمل كنید. اگر ضد قرآن بود، حدیث امام صادق (ع) را هم به دیوار بزن! شاعر كه دیگر هیچ! «كتاب الله و اهل بیتی» ملاك داریم. تكرار می كنم. كسانی كه صدای اذان را بشنوند، سرگرم تجارت و تحصیل و مدیریت و

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 5
 

سیاست و مجلس و كمیسیون و جلسه و. . . كسانی كه صدای اذان را بشنوند و دست از كار نكشند، آن كارشان شبیه شراب است. از نظر فقهی نمی گویم ولی از نظر قرآنی می گویم.

 

خوب! احتكار لقمه ی حرام است. حدیث عجیبی است! پیغمبر فرمود: من دزد را ببینم خوشحال ترم تا اینكه محتكر را ببینم! نگاهم به دزد بخورد خوشحال ترم، از اینكه نگاهم بخورد به كسی كه دزد نیست، اما جنسی كه مورد نیاز است انبار كرده است، كه مردم به آن محتاج شوند و گران بفروشد. خیلی حدیث تندی است. حدیث خیلی محتكر را تحقیر می كند. برای محتكر حدیث بد است. حدیث كه خوب است. برای محتكر بد است. تمام معاملاتی كه به ضرر اجتماع است، حرام است. تمام شد و رفت! ربا حرام است. خیلی ها راحت ربا می گیرند. می گوید: آقا ده میلیون داده ام، ماهی اینقدر بده! آقا حرام است، حرام، حرام، حرام! ربا مثل زنای با مادر است. حدیث داریم رزق همه به حلال اندازه گیری شده است، چرا شما به سراغ حرام می روید؟ یك حدیث و دو حدیث نداریم. حدیث هایی هست كه رزق هر كسی به حلال اندازه گیری شده است، كسانی كه به سراغ حرام می روند، خدا از حلال كمشان می گذارد. پسر و دختر هم همینطور هستند، برای پسر و دختر خدا راه حلال تعیین كرده است، افرادی هستند كه عجله می كنند، به سراغ حرام می روند، آن وقت كار حلالشان تاب برمی دارد. اگر این حرام انجام نمی داد، شاید ازدواجش زودتر می شد. دنبال حرام می رود، كارش تاب می خورد. این ها را روایت داریم. خوب!

 
5- عدالت در تقسیم بیت المال
 

حفظ بیت المال! شعار بیت المال این است. «فَإِنَّ لِلْأَقْصَی مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلْأَدْنَی» (بحارالانوار/ج /33ص 608)دورترین مردم این منطقه باید بهره شان مثل نزدیك ترین مردم باشد. دورترین همان كامی را بگیرد كه نزدیك می گیرد. «فَإِنَّ لِلْأَقْصَی» اقصی نقاط ایران یعنی چه؟ دورترین! یعنی باید بیت المال به گونه ای مدیریت شود كه دورترین افراد و نزدیك ترین افراد یك طور استفاده كنند. هر وقت به اینجا رسیدیم عادل هستیم.

 

خوب! صدقه به غنی بدهیم؟ ابداً! آدم سالم «لا تذوموا الصدقه ی علی غنی و لا علی ذو مره ی سبیل» كسی كه عقل دارد و تن سالم هم دارد، زكات ندهید. گدایی ممنوع است. شخصی آمد و گفت كه آقا من پول ندارم كار كنم، سرمایه هم ندارم. فرمود: برو در خانه اگر یك چیزی هست، بیار و بفروش. این را یك بار دیگر هم گفته ام. گفت: آقا در خانه مان هیچ چیزی نیست. فقیر هستم. گفت: حالا برو و ببین چه چیزی هست. این عصبانی شد و ناراحت آمد و یك پلاس پاره بود، این فرش های مثلاً. . . یك پلاس پاره بود. گفت: یا رسول الله این در خانه ی ما هست. گفت: خیلی خوب! این هم یك قیمتی دارد. گفت: آقا چه كسی این را می خرد؟ قیمتی ندارد، یك درهم! گفت: بخرید! یك كسی یك درهم خرید. یك درهم را داد و گفت برو یك سر تبر بگیرو بیا، سر تبر نه چوبش را، رفت یك سر تبر خرید و آمد، به اصحابش فرمود: كسی در خانه اش دسته ی تبر اضافه هست؟ یك كسی گفت: بله، من دارم. رفت دسته ی تبر را آورد و خود پیغمبر نجار شد. این دسته ی تبر را در سر تبر جاسازی كرد و گفت: ببین! این تبر ابزار تولید، برو هیزم بكش، گدایی ممنوع!

 

می گویند: هر كسی را دوست نداری، به او ماهی بده! هر كسی را دوست داری، تور ماهی گیری به او بده كه برود ماهی بگیرد! هر كسی را كه خیلی دوستش داری، توربافی یادش بده! هر كسی را دوست نداری، به او ماهی بده! كمكش كن. هر كسی را دوست داری، تور ماهی گیری به او بده كه خودش برود و ماهی بگیرد. هر كسی را كه خیلی دوستش داری، توربافی یادش بده! یعنی شغل كلیدی! شغل كلیدی! بابا جوان هایمان باید یك شغلی بلد باشند. الان دانشگاه ها میلیون میلیون لیسانس بیرون

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 6
 

می دهد كه دنبال كار می گردند، یكی دو مورد از این واحدها را كم می كردند، این دانشجو یك هنر هم یاد می گرفت، چه می شد؟ در حوزه و دانشگاه یك درس هایی هست كه مفید نیست. ولی متأسفانه هم حوزه می خواند و هم دانشگاه! ما یك سری مسائل را یك وقتی. . . آقا یك جوانی هست اهل نماز نیست. بسم الله! چگونه یك جوانی را كه اهل نماز نیست، به نماز دعوت كنیم. راه دعوت به نماز چیست؟ پانزده شانزده راه من در یادداشت هایم یادداشت كرده ام. راه دعوت به نماز چیست؟ این را یك طلبه باید بلد باشد. این را مثلاً می بینی، نباید چه كسی چه گفته است، چه كسی چه گفته است، چه كسی چه گفته است، چه كسی چه گفته است، چه كسی چه گفته است، به شرق و غرب، به تمام تحقیقات علما می گوییم و بررسی می كنیم و پژوهش می كنیم. می گوییم رد می كنیم. بعد می بینیم اِ همسایه ی ما در كوچه و محله ی ما، فامیل ما، افرادی هستند نسبت به نماز كاهل هستند، شیوه ی دعوت این را بلد نیستند. در دانشگاه هم همینطور است. میلیون میلیون فارغ التحصیل می دهد، بعد بنده خدا هیچ شغلی بلد نیست.

 
6- خطر كلاه شرعی در معاملات اقتصادی
 

گاهی وقت ها كمی درآمد به خاطر یك امتحان است. خود همین ماه رمضان یك امتحان است. می گوید: ببین، نخور! یهودی ها را گفته بودند شنبه ماهی نگیرید. قرآن می گوید: «لَیَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَیْ ءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدیكُمْ وَ رِماحُكُم» (مائده/94)این برای حاجی ها است. حاجی ها به آنها می گویند كه شما شكار نكنید. در اعمال حج و عمره آن زمانی كه آدم لباس احرام پوشیده است، شكار نكند. خوب قدیم هم با ماشین كه نمی رفتند، بیابانی بود. چند شبانه روز در راه بودند. در بیابان هم آهو می آمد همینطور راست حاجی می نشست. كه قرآن می گوید: «تَنالُهُ أَیْدیكُمْ» یعنی دستت را چنین كنی آن را می گیری. «وَ رِماحُكُم» سر نیزه ات را چنین كنی در سینه اش می خورد. می گوید: مخصوصاً این آهو می آید دهانت پر از آب شود، ببینیم می گیری یا نمی گیری؟ این برای حاجی ها است. یك آیه هم داریم برای یهودی ها. می گوید: به یهودی ها گفتیم: شنبه ماهی نگیرید. «إِذْ تَأْتیهِمْ حیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ» (اعراف/163) «سبت» یعنی شنبه. روز شنبه ماهی ها همینطور جلوی یهودی ها می آمدند ملّق می زدند. همینطور دهانش پر از آب می شد. می گفت: نگیر. «وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتیهِمْ» (اعراف/163)روزی كه شنبه نبود، نمی آمدند. آخرش اینها گفتند نمی شود كه ماهی خودش را نشان بدهد. آمدند كنار رودخانه یك حوض ساختند از این حوضچه، یك سوراخ به رودخانه كردند. ماهی ها از این سوراخ به حوضچه می آمدند، آنوقت در حوضچه را می بستند. یكشنبه می گرفتند. الآن هم در آمریكا اینطور می شود. اینكه می گویند: می شود من الكی نمی گویم.

 

یك همشهری داشتیم تاجر قالی در نیویورك بود. ما را سوار كرد گفت: برویم بازار را بگردیم. رفتیم و گفت: اینجا بازار مسلمان ها است، این هم بازار یهودی ها است. بعد گفت: یهودی ها شنبه كه مشتری می آید، دلشان از این مشتری، دهنشان پر از آب می شود. كلیدش را به من می دهد، می گوید: تو برو از مغازه ی من این قالی را بردار و بفروش و پولش را بگیر، یك شنبه پول را تحویل من بده، گرفتید چه شد؟ عین یهودی های سابق، اصلاً فتوكپی هم هستند. یعنی یهودی های امروز با یهودی های دیروز هیچ فرقی نكرده اند. یعنی كلك شرعی می زنند.

 

می گفت گفتند: آب درون شیر نریز، این آب درون شیر نمی ریخت، یك خورده آب برمی داشت و شیر را داخل آب می ریخت. می گفت: نه! من آب درون شیر نریخته ام، خوب! شیر داخل آب ریخته ای. این فرقی كه نمی كند. یك كسی پهلوی یك كسی نشسته بود، گفت: آقا فلانی را می بینی. . . دستش را دراز كرد، حالا مثلاً شخص را مثل این گل حساب كنید، دست من به گل

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 7
 

نمی رسد دیگر، گفت والله این كسی كه شما می گویی. . . گوشی دستش بود، می گفت: این كسی را كه شما می گویی، من كه دسترسی به او ندارم. یعنی دستم به او نمی رسد. خوب دو سانت است، اینطوری كن، به او می رسد. اینها در كار ادا درمی آورند.

 

در اداره ای ها هر چه بخواهی، در بازاری ها هر چه بخواهی این ها هست. یك كاری را كه این اداره ای ها بخواهند بكنند، راهش را پیدا می كنند، هر كاری را كه نخواهند بكنند، نمی كنند. تكرار می كنم. هر كاری را بخواهند بكنند، راهش را پیدا می كنند، هر كاری را كه نخواهند بكنند، بهانه اش را پیدا می كنند. چه بازاری و چه اداری! صاف نیستیم، بعضی از ما صاف نیستیم. حدیث داریم چند چیز را از بچه ها یاد بگیرید. یكی اینكه بچه صاف است، پیچ ندارد.

 

لقمه ی حلال! تمام آیات. . . از این پول ها باید خرج كرد. به خصوص زكات! به خصوص خمس! امام حسن مجتبی (ع) هم پیاده به مكه می رفت، هم دو بار مالش را نصفه كرد، نه خمس! نصفه كرد. پیغمبر (ص) فرمود: من از امتم، از دو چیز می ترسم. یكی لقمه های حرام و یكی هم ریا! تكرار می كنم، پیغمبر (ص) فرمود: من دو نگرانی دارم، یكی لقمه ی حرامی كه امت من بخورد. یكی كارهایی كه اخلاص ندارد و ریا در آن است و برای خودنمایی است. من از این دو مورد نگرانم.

 
7- خطر كم فروشی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی
 

كم فروشی! كم فروشی كه فقط شامل بقال ها نیست. استادی هم كه كم درس بدهد. . . منبری روی منبر، اگر به اندازه ی آن پولی كه می گیرد، حرف نزند. مثلاً در این چهل دقیقه، چقدر باید صحبت كند تا این مبلغ را بگیرد؟ شامل بنده هم می شود. شامل مدیر هم می شود. مدیری كه در مدیریتش كوتاهی كند. «وَ لا تَبْخَسُوا النَّاس» (شعراء/183)كم فروش! «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» (مطففین/1)لقمه ی حرام آدم را فاجر می كند. اول می گوید: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» بعد می گوید: «إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ» (مطففین/7)اول می گوید: «لِلْمُطَفِّفینَ» بعد می گوید: «فاجر» بعد می گوید: «وَیْلٌ یَوْمَئذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ» (مطففین/10)

 

ما اگر خواسته باشیم در تعلیم و تربیت اثری داشته باشیم، باید ببینیم لقمه ای كه به بچه هایمان می دهیم حلال است یا نه؟ اگر بچه تان را دوست دارید، لقمه ی حرام به بچه تان ندهید. لقمه چطور حلال می شود؟ كار حلال باشد، اگر هم یك چیزی سال به آن خورد و پس انداز كردیم، خمسش را بدهیم. زكاتش را بدهیم، ده كیلو، پانزده كیلو، یك كیلویش را بدهیم. آخر برای تو كه نیست. آقای كشاورز تو دانه را پاشیدی، خورشید سهم ندارد؟ خوب خورشید برای خداست. باد سهم ندارد؟ دیمی، باران سهم ندارد؟ خدا گفته است، در این ده، پانزده كیلو، چهارده كیلویش برای خودت، یك كیلو از آن را به فقرای محله بده، این هم به خاطر خورشید و باد و آب و اصلاً كارهای خودت هم از من است. چون من تو را خلق كردم. این من هستم كه یك دانه را یك خوشه می كنم. می گوییم: نه! تولید خود من است، برای خود من است و زكات نمی دهیم.

 

آن وقت زكات نمی دهیم، روایات داریم، نه یكی و دو تا حدیث، كلی روایات داریم، هر مالی كه تلف می شود، به خاطر این است كه زكاتش داده نشده است. «وَ مَا تَلِفَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّكَاه یِ» (بحارالانوار/ج /93ص 20)بحمدالله زكات در ایران راه افتاده است، رشد كرده است، ما زكات گندممان بالای 500 میلیارد تومان است و روایات داریم كه اگر مردم زكات بدهند، فقیر و گرسنه ای نمی ماند، خمس را باید بدهیم، زكات را باید بدهیم، و امام هم فرمود من ضامن هستم اگر خمس و زكات بدهید، مالتان كم نمی شود. ضامن است. نترسید. اگر می خواهیم تربیت كنیم، باید روی لقمه ها كار كنیم. لقمه ی حرام به بچه بدهیم، با روانشناسی و جامعه شناسی و كامپیوتر و امور تربیتی و اردو و. . . با این كارها بچه تربیت نمی شود. چون لقمه ی حرام در شكمش است. شما اگر یك گربه ی مرده را در یك استخر بیاندازید، گلاب بریزید، عطر بریزید، آب بریزید، هر چیزی بریزید،

 
برنامه درسهایی از قرآن سال 98 . ج1، ص: 8
 

چون تا مادامی كه گربه ی مرده در استخر است، باز هم آب خوشبو نمی شود. چون گربه ی مرده در آن است. لقمه ی حرام این است. لقمه ی حرام!

 

خوب! من از همه شماها و دست اندركاران، همه ی برادران و خواهرانی كه از استان مركزی در این چند روز زحمت كشیدند و برنامه ها را تدارك كردند، حفاظتش، برقش، آبش، نمی دانم تهویه اش، سرویسش، از همه ی دست اندركاران تشكر می كنم، و این بحث را، این بحث های آخر است كه یا روز آخر ماه رمضان یا بعد از آن پخش می شود، همه را به خدا می سپارم.

 

خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد، آنچه خیر و بركت برای خوبان تاریخ مقدر می كنی و در ماه رمضان به آن ها لطف كرده ای، همه را برای همه ی ما مقدر بفرما! حدیث داریم كه ماه رمضان تمام شود و كسی بخشیده نشود، شرمنده است. ما را از شرمنده های تاریخ قرار نده! یادمان بده چگونه خودمان را تربیت كنیم، آن گونه كه تو می خواهی و توفیق بده كه عمل كنیم. یادمان بده كه از چه چیزهایی دوری كنیم و تقوایی بده كه دوری كنیم. قلب امام زمان (عج) از ما راضی، ظهورش را نزدیك و ما را برای امام زمان (ع) بازو قرار بده، و همینطور كه حضرت امیر (ع) یارانش را می دید و لذت می برد، به ما توفیق بده طوری حركت كنیم كه امام زمان (ع) هر وقت به ما توجه می كند، یا لذت ببرد، یا لااقل از ما ناراضی نباشد.

منبع: پایگاه رسمی درسهایی از قرآن

/ 0 نظر / 21 بازدید