صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

صفحه نخست | آرشیو | تماس با ما
فهرست موضوعی جوان و ورزش | جوان و معرفت | جوان و ازدواج | جوان و کارآفرینی | جوان و فرهنگ | جوان و محیط زیست
اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
آقای بازیگر
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٩
 

داستانک

موضوع: روزگار

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند : چرا دیر می‌آیی؟
جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم !
یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید
مرد به فکر رفت…
× × ×
مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا
شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود
یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود.
مرد به فکر رفت…
× × ×
مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آن ها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست
یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند…
× × ×
مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می‌کشید
به فکر فرو رفت…… مرد دوباره باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می‌کرد
ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد
از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاس هایش را مرتب تشکیل می‌داد، و همه‌ی سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد
او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!
وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست هایش را به هم می‌مالید و با اعتماد به نفس بالا می‌گفت: خوب بچه‌ها درس جلسه‌ی قبل را مرور می‌کنیم
سفارش‌های مشتریانش را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده ، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود…!
حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند.

اما او دیگر با خودش «صادق » نیست
او الان یک بازیگر است… همانند بقیه مردم