صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

صفحه نخست | آرشیو | تماس با ما
فهرست موضوعی جوان و ورزش | جوان و معرفت | جوان و ازدواج | جوان و کارآفرینی | جوان و فرهنگ | جوان و محیط زیست
اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
خبر خوش: محمد طاها پیدا شد!... اخبار تکمیلی ماجرا
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۸
 

لبخندخبر خوشلبخند:

محمد طاها پیدا شد و به آغوش خانواده بازگشت...

92/5/26

 

 اخبار تکمیلی :

سارقین محمد طاهای عزیز رو به مبلغ پنج میلیون تومان به خانواده ای که بچه دار نمیشدند فروخته بودند و متاسفانه این خانواده خبری از دزدی بودن محمد طاها نداشتند و در پی اطلاع رسانی های زیادی که برای پیدا شدن محمد طاها انجام شد و صحبت های احسان علیخانی در برنامه ماه عسل یکی از اقوام این خانواده متوجه میشه کودک خریداری شده همان محمد طاهای گمشده هست و از تلفن عمومی با پدر محمد طاها تماس میگیره و خبر میده که در حال راضی کردن این خانواده هستم و زنی که نقش مادر محمد طاها رو داشت راضی نمیشد چون با محمد طا اخت شده بود و در نهایت و پس از جدال بین وجدان و احساس , وجدان برنده شد و پس از چند روز از تماس اول مجددا هنگام اذان مغرب روز شنبه ۲۶ مرداد با خانواده محمد طاها تماس میگیرند و خبر میدهند که محمد طاها رو موقع نماز جماعت در مسجدی حوالی اتوبان باقری درون یک سبد گذاشته اند و رفته اند و پدر و مادر محمد طاها سریعا به مسجد مراجعه میکنند و پس از دو ماه جگر گوشه شان را در آغوش گرفتند و اشک شوق ریختند... حال این پدر و مادر در آن لحظه توصیف نشدنی بود و شب خانه و محله محمد طاها غوغایی بود و همه از دوست و آشنا گرفته تا فامیل برای تبریک و دیدن محمد طاها آمده بودند , جالب بود که محمد طاها با هیچ کس غریبی نکرد و توی بغل همه بود... خانواده ای که محمد طاها رو خریده بودند از هر نظر به محمد طاها رسیده بودند و محمد طاها کمی تپل شده بود و  به نظر میرسید قبل از اینکه محمد طاها رو به سوی خانوادش بفرستند آرایشگاه برده بودند و حمام کرده بودند و لباس نو تنش کرده بودند . دیشب همه خوشحال بودند و خواهر محمد طاها حسابی دلش برای محمد طاها تنگ شده بود...

حالا هم خانواده چهار نفره محمد طاها در حال فراهم کردن مقدمات سفر به مشهد برای ادای نذرشون هستند

خانواده محمد طاها از همه دوستانی که در این وبلاگ ابراز همدردی کردند و برای پیدا شدن محمد طاها دعا و نذر کردند تشکر و قدردانی نمودند

خوشبختانه ماموران پلیس آگاهی نیز به سرنخ های خوبی رسیدند و انشاالله به زودی سارقین دستگیر و به سزای اعمالشون خواهند رسید .

 

 محمد طاها در آغوش مادرش

محمد طاها در آغوش مادرش

 

مامان بابای خوبم , منم "محمد طاها" , کجایید؟...

خیلی بیقرار آغوشتونم

       محمد طاها بچه نه ماهه که دو ماه پیش دزدیده شده     محمد طاها بچه نه ماهه که دو ماه پیش دزدیده شده 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسهای محمد طاها دو روز قبل از ربوده شدن

 

 چشمهای پراشکمان به در دوخته شده و گوش به زنگ تلفن نشسته ایم تا فرزند ربوده شده شیرین زبانمان آغوش پر از غم ما را شاد کند .

  محمد طاهای ۹ ماهه , چراغ خانه مان بود که در روز چهارشنبه ۲۹/۳/۹۲ در تهران خیابان رسالت (۱۶متری دوم مجیدیه) وقتی داخل کالسکه اش در خواب ناز بود از مقابل مغازه ای در چشم به هم زدنی ربوده شد . اکنون نمیدانیم فرزند دلبندمان کجاست و چه سرنوشتی دارد و چگونه روزگار میگذراند... ما هم که شب و روز و خواب و خوراکمان اشک است و گریه و ماتم...

 امیدمان بعد از پروردگار رحمان به شما هموطنان مهربان است که عاجزانه تقاضا داریم هرگونه اطلاعی از محمد طاهای کوچولو بدست آوردید با شماره تلفن ۰۹۱۹۷۱۳۶۱۴۱ تماس حاصل فرمایید و مژدگانی ارزشمندی دریافت نمایید .

وبلاگ پدر و مادر محمد طاها:      http://www.92329.blogfa.com


دردنامه مادر محمد طاها... 

شب‌های بدون لالایی  

در اتاقک پسرکم تنها نشسته‌ام و با بغض لالایی می‌خوانم ، جای پسرکم خالی است و من اشک را زمزمه می‌کنم ، نمی‌دانم طاها کوچولویم باز می‌خندد یا او هم هر وقت صدای در را می‌شنود به انتظار دیدن من و دست نوازشگر پدرش است؟! آخرین روزی که صورت زیبا و چهره خندان کودکم را دیدم 29 خردادماه بود که چهارشنبه غمباری را به جانم نشاند و از آن روز به بعد چند عکس و فیلم ، همدم تنهایی‌هایم هستند.

 

 

محمدطاها پسرکم... بیشترین ساعات شب و روزم را در اتاق تو هستم و در میان عروسک‌ها و اسباب‌بازی‌هایت هر لحظه به یادت اشک می‌ریزم و خاطرات با تو بودن را در آغوش می‌کشم ، لباس‌هایت را جلوی صورتم گرفته و تو را به خاطر می‌آورم و برای دیدنت ثانیه‌شماری می‌کنم .
پسرکم از کدام لحظه‌های بی‌تو بودن بگویم ، از فراق و دوریت ، از عذاب‌وجدان سهل‌انگاری‌ام ، از شکسته شدن و خردشدن پدرت یا از دلتنگی‌ام ، همه و همه دست به دست هم داده و روزگارم را سیاه و تار کرده ، هر وقت اشک‌های پدرت را می‌بینم و لحظه به لحظه شاهد پیر شدن او هستم عذاب وجدان لحظه‌ای رهایم نمی‌کند .
از پدرت گفتم... یادم رفت بگویم دچار ناراحتی قلبی شده و تپش قلب گرفته ، یادم رفت بگویم با دهان روزه شبانه‌روز به دنبالت می‌گردد ، یادم رفت بگویم از آن روز به بعد سر کارش نرفته و برای پیدا کردن تو لحظه‌ای آرامش ندارد ، می‌خواهد زندگی‌مان را شاد و لبخند را با بودن تو به این خانه بازگرداند.
در میدان هفت‌حوض نارمک وقتی مادری به فرزند دلبندش شیر می‌داد ، بغض سنگینی گلویم را فشرد و با تمام وجودم به یادت گریه کردم و بیقرار شدم .
چند کلامی هم به تو خانمی می‌گویم که می‌خواهی جای مرا برای محمدطاها پر کنی .
محمدطاها 9 ماه در کنار قلب من و با صدای قلب من رشد کرد و بزرگ شد ، پس آرامش او زمانی است که در کنار من و در آغوش من باشد ، من بدون او مرده‌ای متحرک بیش نیستم پس تو را به خوشبوترین یاس دو عالم بانو فاطمه زهرا (س) قسم ات می‌دهم پسر دلبندم را به ما برگردان تا آرامش به خانه ما بازگردد . زندگی بدون پسرم اشک است و غم است و ماتم! 
شاید خودت مادر نبوده‌ای! اما حتماً مادرت را به خاطر می‌آوری که چقدر نگرانت بود و با دنیایی از عاطفه، تو را در آغوش می‌کشید! اگر پسرکم به زندگی‌ام برنگردد چشمانم تا آخرین روز زندگی‌ام به چارچوب در خشک خواهد شد و هیچ‌گاه نمی‌توانم محمدطاها را فراموش کنم. 

اگر اطلاعی از سرنوشت محمد طاها دارید یا دیده‌اید خانواده‌ای به‌طور ناگهانی صاحب بچه شده است می‌توانید برای رهایی پدر و مادر محمد طاها از دنیای غم و ماتم و بازگردانده شدن محمدطاها به آغوش مادر با شماره تلفن پدر محمد طاها ۰۹۱۹۷۱۳۶۱۴۱ تماس حاصل فرمایید .

* * *

نقل از روزنامه همشهری: http://hamshahrionline.ir/details/224209

سرنوشت مبهم محمدطاها در اسارت کودک‌ربایان

حادثه > داخلی- گروه حوادث:
پلیس در تعقیب زنی حدودا 35ساله، با روسری قرمز و مانتوی بنفش است که بعد از ربودن پسربچه‌ای 8ماهه در پایتخت پا به فرار گذاشته است.

این زن 29خردادماه، پسربچه 8ماهه به نام محمدطاها را در حالی که در کالسکه‌اش خواب بود، از مقابل مغازه‌ای در بزرگراه رسالت دزدید و پا به فرار گذاشت. مادر کودک که فقط به‌خاطر چند ثانیه غفلت، با کالسکه خالی پسرش روبه‌رو شده بود، وحشت‌زده با پلیس تماس گرفت و ماجرای کودک‌ربایی را گزارش کرد.

به این ترتیب تیمی از مأموران کلانتری 127 نارمک راهی محل حادثه شدند و تحقیقات در این زمینه شروع شد. مادر محمدطاها که به‌شدت مضطرب و نگران بود وقتی با مأموران پلیس روبه‌رو شد، در تشریح ماجرایی که رخ داده بود گفت: پسرم در کالسکه‌اش خواب بود که هنگام عبور از مقابل یک مغازه عروسک‌فروشی، تصمیم به خرید عروسک گرفتم. وی ادامه داد: مغازه در نزدیکی‌های 16متری دوم مجیدیه بود و من برای لحظه‌ای کوتاه وارد مغازه شدم و کالسکه را بیرون مغازه گذاشتم.

لحظاتی بعد، وقتی برگشتم با کالسکه خالی محمدطاها روبه‌رو شدم و هر چه گشتم، اثری از او پیدا نکردم. وقتی فهمیدم که پسرم را ربوده‌اند، وحشت‌زده خیابان‌های اطراف را جست‌وجو کردم اما هیچ اثری از پسرم نبود. برای همین تصمیم گرفتم ماجرا را به پلیس اطلاع دهم. با توجه به حساسیت موضوع، پرونده به دستور بازپرس شعبه 11دادسرای جنایی تهران در اختیار اداره 11پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات برای یافتن ردی از پسربچه ربوده شده شروع شد.

تیم تحقیق در نخستین اقدام راهی محل ربوده شدن محمدطاها شد و به پرس‌و‌جو از کسبه محل پرداخت. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد زمانی که مادر محمدطاها وارد مغازه شده بود، زنی حدودا 35ساله با روسری قرمز و مانتوی بنفش به کالسکه نزدیک شده و با ربودن پسربچه 8ماهه، پا به فرار گذاشته است. این در حالی بود که هیچ‌یک از کسبه و ساکنان محل، این زن را نمی شناختند و چهره او را ندیده بودند. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران با اعلام این خبر گفت: ربوده شدن پسربچه 8ماهه، باعث پریشان‌شدن مادرش شده چرا که این زن خودش را در این ماجرا مقصر می‌داند و در حال حاضر در شرایط بسیار بدی به‌سر می‌برد.

وی افزود: قاضی پرونده مجوز انتشار عکس پسربچه در روزنامه‌ها را صادر کرده و از شهروندان خواسته است درصورت داشتن اطلاعاتی درباره کودک ربوده شده یا افرادی که در طول یک‌ماه گذشته اقدام به نگهداری کودکی با مشخصات وی کرده‌اند، با شماره تلفن 51055611 تماس بگیرند و پلیس را در جریان بگذارند.