صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

گروه جوان و ورزش     گروه جوان و معرفت     گروه جوان و محيط زيست     گروه جوان و ازدواج     گروه جوان و کارآفريني     گروه جوان و فرهنگ     :فهرست موضوعی

اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
چاه های غیر مجاز با منابع آب ایران چه کردند؟
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۳
 
چاه های غیر مجاز با منابع آب ایران چه کردند؟

آمار دقیقی وجود ندارد؛ مثل بسیاری چیزهای دیگر کسی نمیداند دقیقا چند حلقه چاه غیرمجاز در اقصی نقاط کشور حفر شده و شیره جان زمین های رو به خشک شدن را میمکد. وزارت نیرو میگوید « بیش از 300 هزار حلقه »؛ اما به تازگی نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران، حرف از «400 هزار حلقه» چاه غیرمجاز زده است.

برداشت بی رویه از چاه های غیر مجاز

 آماری که شاید چندان دقیق نباشد، برای برانگیختن حساسیت مردم ایران کافی است. اما احتماال هر سال، فصل تابستان است! در یک دهه اخیر، تقریبا با شنیدن اخبار کم آبی و ضرورت صرفه جویی مردم در مصرف آب عجین بوده است. چند سالی است که وقتی نگاهها به زاینده رود و دریاچه ارومیه میافتد، آه از نهاد مردم اصفهان و ارومیه بلند میشود. اصفهانی ها گاهگداری این بخت را داشته اند که با راه افتادن جوی « زاینده » شان سر ذوق باریکی از آب در رودخانه سابقا بیایند، اما دریاچه ارومیه روزبه روز کم آب تر شده و شوری آبش را به چشم دلسوزان محیط زیست جاری کرده است. مدتهاست که میدانیم وضع منابع آب ناگوار است و باید چاره ای اندیشید. 

میتوان به تغییر وضعیت امیدوار بود؟

وضعیت فعلی چگونه است؟ نتایج پژوهش صورت گرفته در «انستیتو منابع آب» نشان میدهد ایران در میان 180 کشور جهان، به لحاظ تنش آبی در رتبه 24 قرار دارد. بر اساس تازه ترین اظهارات قائم مقام وزیر نیرو از 609 دشت کشور، 294 دشت با کاهش منابع آبهای زیرزمینی روبه رو هستند. همچنین در 24 استان از 31 استان کشور، میزان بارندگی ها حاکی از بروز بحران کم آبی و وضعیت هشدار است. به گفته ستار محمودی، کشور در حوزه منابع آب زیرزمینی با دو مشکل روبه رو است: اضافه برداشت از چاههای مجاز و برداشت از چاههای غیرمجاز. او آمار «چاههای غیرمجاز ثبت نام نشده» را «بیش از 100 هزار حلقه» برشمرده و گفته: «از آنجا که جلوگیری از برداشت از چاههای غیرمجاز به معیشت مردم و کشاورزان خسارت خواهد زد، رسیدگی به این موضوع کند شده است.»

چرا به اینجا رسیدیم؟

اما چرا این تعداد چاه غیرمجاز در کشور حفر شده است؟ «در چند برهه زمانی، از منابع آبی کشور به شدت بیش از توان آن استفاده کرده ایم. یکی از این دوران، سالهای 1356 تا 1359 بوده که ما شاهد بیشترین حفر چاه غیرمجاز در کشور بوده ایم. در ضمن بسیاری از این چاه ها بر اساس تصمیماتی که در کشور گرفته شد، در سالهای 1361 تا 1365 دارای پروانه شدند. تصمیم گیری های مقطعی در این برهه، بیشترین فشار را به منابع آبی کشور وارد کرد. سپس در دوره ای که بحث حق النظاره حذف شد، یعنی در سال 1384 مجددا شوکی به منابع آب کشور وارد شد، در این دوره نظارت کاهش و برداشت ها افزایش یافت. متاسفانه از همین تاریخ خشکسالی دهه اخیر نیز شروع شد.» آن گونه که معاون وزیر نیرو گفته است، در سالهای اخیر هم استفاده از منابع آبی ایران به شدت بیشتر از استانداردهای جهانی بوده است: «در خشکسالی بزرگ سال 1387 که سه سال به طول انجامید، ما ساالنه 30 میلیارد مترمکعب بیشتر از منابع آبی استفاده کردیم. یعنی در این سه سال 100 میلیارد مترمکعب از منابع آبی بیش از توان اکولوژیکی استفاده شده است.»

چه باید کرد؟

 راه بازگشت از این مسیر چیست؟ محسن جلال پور، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران معتقد است «راه اصلی، برگشت مالکیت آب به خود مردم است. فقط در این صورت است که آب کالای باارزش قلمداد میشود و خود مردم از آن حفاظت میکنند.» او میگوید: «تجدیدنظر جدی در مالکیت و قانون آب از اصلی ترین مواردی است که باید در مراکز تصمیم سازی کشور همچون شورای عالی آب انجام شود.» اما این روش، راهکاری بلندمدت به نظر میرسد و شاید منابع آبی تحت تنش شدید ایران تا به نتیجه رسیدن آن دوام نیاورند. علیرضا دائمی، معاون وزیر نیرو میگوید: «اگر ما رویه های کشاورزی را اصلاح کنیم میتوانیم سالانه 10 تا 20 میلیارد مترمکعب آب را به منابع مان برگردانیم.« ولی واقعیت این است که تغییر این رویه ها و بهبود بهره وری هم در مقیاس های بزرگ و سریع قابل دستیابی نیست و عملا برای اجرای این روش نیز اعلام کرده است از ابتدای وقت زیادی نیاز است.


یک مقام وزارت جهاد کشاورزی اخیرا سال آبی جدید (مهرماه) سهم بخش کشاورزی از آبهای شیرین تجدیدپذیر کشور به حدود نصف میزان مصرف کنونی کاهش خواهد یافت؛ یعنی از حدود 90 میلیارد مترمکعب در سال به 50 میلیارد مترمکعب کاهش خواهد یافت. از آنجا که بخش کشاورزی مصرف کننده بیش از 90 درصد از منابع آب کشور است، به نظر میرسد عملیاتی شدن این وعده خواهد توانست فشار بی سابقه روی منابع آبی کشور را کاهش این کار «شدنی» است؟ نصف کردن منابع آب دهد. ولی سوال این است که آیا واقعا ً باعث خارج شدن هکتارها هکتار زمین کشاورزی از زیر کشت کشاورزی کشور، یقینا و ضرر و زیان شدید گروه های گسترده ای از مردم خواهد شد. آیا فضای عمومی کشور برای عواقب حقوقی و اجتماعی این اتفاق آماده است؟ پاسخ به احتمال زیاد منفی است؛ چرا که به نظر میرسد هنوز بدنه حاکمیت و فضای عمومی کشور درباره خطرات واقعی بحران آب توجیه نشده اند و این طرح هم قبل یا بعد از اجرا به سرعت از دستور خارج و به فراموشی سپرده خواهد شد. هرچند شاید این بار این فراموشی دوام چندانی نیاورد. خطر از آنچه به نظر میرسد، به ما نزدیکتر است.

سالهاست در مورد کم آبی و خطرات احتمالی بروز بحران آب در ایران سخن گفته شده، اما هیچگاه ریشه این بحران از مثل ماه های اخیر، این مساله در افکار عمومی ابعاد ملی نیافته بود. به نظر شما اصوال کجا آب میخورد؟ من ابتدا لازم میدانم چند آمار پایه درباره وضعیت آبی ایران مطرح کنم تا موقعیت ما روشن شود. اول: چقدر آب داریم و چقدر میتوانیم مصرف کنیم؟ بر اساس آخرین آمار وزارت نیرو، بوم ایران ساالنه 120 میلیارد مترمکعب آب شیرین تجدیدپذیر تولید میکند. تجدیدپذیر یعنی آبی که هر سال در طبیعت تولید و تجدید میشود، نه آبی که از ذخایر استاتیک و فسیلی طبیعت برداشت میشود. دوم: چقدر آب مصرف میکنیم؟ یک معیار جهانی میگوید هیچ کشوری نباید اجازه دهد انسان(شامل شهرها، روستاها، گردشگری، کشاورزی، صنعت و معدن) بیشتر از 40 درصد آب شیرین تجدیدپذیر را مصرف کند. البته بسیاری از دانشمندان محیط زیست به اعداد پایین تر از این معتقدند، ولی نُرم جهانی یا معیار طلایی همان 40 درصد است.

بعضی از کشورهای جهان سوم که در مدیریت تعادل آب شکست خورده اند، چون نمیتوانند به سقف 40درصدی پایبند باشند، به جای این عدد، هدف خود را ماندن در سقف 60 درصدی قرار داده اند. اما ایران در حال حاضر از 120 میلیارد مترمکعب منابع آبی خود بیش از 100 میلیارد مترمکعب (یعنی بیش از 83 درصد) را برداشت میکند. از کنار هم گذاشتن این اعداد نتیجه میگیریم که کم لطفی است فرض کنیم در آستانه بحران آبی هستیم، بلکه باید پذیرفت در مساله مدیریت کلان آب فیوز پرانده ایم! سوم: ترکیب مصرف آبمان چگونه است؟ آمار جهانی نشان میدهد در دنیا 70 درصد آب به مصرف کشاورزی میرسد، 22 درصد به تولیدات غیرکشاورزی (شامل صنعت، معدن، گردشگری و غیره) تخصیص مییابد و هشت درصد باقیمانده هم مصرف شهری دارد. اما این ترکیب در ایران 91 درصد بخش کشاورزی، حدود شش درصد آب شرب شهروندی و حدود سه درصد مصارف تولیدی غیرکشاورزی شامل صنعت و معدن و غیره است.

توجه به این اعداد چند درس برای ما دارد؛ اول اینکه اگر بخواهیم مصرف 83درصدی را به حد کشورهای ضعیف آبی یعنی 60 درصد هم برسانیم، محتاج کاهش 30 میلیارد مترمکعب از مصرف 100 میلیارد مترمکعبی هستیم. این رقم، بسیار رقم بزرگی است. اگر هدف 40 درصد بین المللی مد نظرمان باشد که باید از 100 میلیارد مترمکعب به 50 میلیارد مترمکعب برسیم، یعنی باید مصرف آب را به نصف کاهش دهیم که عمال غیرممکن است. روشن است برای صرفه جویی حداقل 30 میلیارد مترمکعبی آب در سال، به جز کنترل مصرف در بخش کشاورزی راه دیگری وجود ندارد. چون حتی اگر مصرف آب صنعتی و شهری را به صفر هم برسانیم، کل صرفه جویی ایجادشده کمتر از 9 میلیارد مترمکعب خواهد بود. درس دومی که از این آمار میگیریم این است که یکی از موانع توسعه صنعت و تولید ایران، کمبود آب تخصیصی به این بخش است.

ترکیب مصرف آب ایران بیشتر شبیه جوامع فئودالی است تا جوامع مدرن! همین الان صنایع موجود در استانهای کرمان، یزد و اصفهان با کمبود آب مواجه ند. پارسال به کرات سهمیه آب شرکتهای فولادسازی اصفهان قطع شد. اینها سرمایه گذاریهای استراتژیک کشور بوده اند که با این وضعیت مواجه شده اند. طرحهای متعددی در استانهای مرکزی ایران به دلیل کمبود آب با پیشرفت های فیزیکی 20 تا 30درصدی رها شده اند. چون فهمیده اند تخصیص آبی که وزارت نیرو روی کاغذ به آنها داده است، قابل تامین نیست. پس درس دوم این آمارها، این است که اگر کشور میخواهد تولید، صنعت، گردشگری و کار ایجاد کند، یکی از مسائل ش (علاوه بر کم کردن 30 میلیارد مترمکعب از مصارف آب کشاورزی برای ایجاد تعادل در منابع آبی ایران) این است که حداقل 10 میلیارد مترمکعب آب هم صرفه جویی کند تا بتواند تولید غیرکشاورزی خود را رونق داده و ثروت ملی را افزایش دهد. اینها اعداد و ارقام بالادستی منابع آب ایران است که یا مستند به آمارهای رسمی دولت است، یا نُرمهای بین المللی و تکلیف ما را در زمینه مدیریت منابع آب روشن میکند.

اگر در ارومیه و تبریز ائمه جمعه و جماعات، نمایندگان مجلس و سایر متنفذین محلی راه افتادند، مردم را جمع کردند و به آنها گفتند که «به دلیل وضع منابع آبی، قرار است در آینده نزدیک آذربایجان خشک شود… قرار است شما از این شهر و روستا ریشه کن شوید؛ و اگر میخواهید این اتفاق نیفتد، باید جمع شویم و 70 درصد چاهها را ببندیم» اگر این روز را دیدیم، مساله آب حل خواهد شد. اگر رئیس جمهور و مجلس گفتند که «باید زمینهای زیر کشت این منطقه به 150 هزار هکتار اول انقلاب برگردد» این مساله به طرف حل میرود. اگر برای قلع چاه های اضافی تفاهمی بین دولت و مجلس و ریش سفیدها شکل گرفت، امیدوار شوید. اگر قوه قضائیه و نیروی انتظامی سراغ چاههای غیرمجاز رفتند، دلخوش باشید. البته به شخصه من کامال بدبینم که سیاسیون ما چنین مسائلی را در اولویت بگذارند و برایش هزینه بدهند.

منبع: فصلنامه تجارت فردا، سال سوم، شماره 101، 22 شهریور