صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

گروه جوان و ورزش     گروه جوان و معرفت     گروه جوان و محيط زيست     گروه جوان و ازدواج     گروه جوان و کارآفريني     گروه جوان و فرهنگ     :فهرست موضوعی

اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
برای ازدواج کردن چه زود دیر می‌شود!
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٦:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٥
 

این روزها همه ما در اطرافمان با دختران تحصیلکرده، شاغل، خانواده‌دار و نجیب و به اصطلاح همه چیز تمامی روبه‌رو هستیم که در آستانه 30 سالگی هنوز ازدواج نکرده‌اند، در حالی که خود تمایلی به مجرد ماندن ندارند، مسئله‌ای که جامعه‌شناسان از آن با نام تجرد ناخواسته یاد می‌کنند؛ اتفاقی که این روزها به نقطه ماکسیمم نمودارش رسیده است.

اینکه چرا دخترهای جامعه ما به رغم اینکه تمام معیارهای یک زن ایده آل را برای ازدواج دارا هستند و خود نیز قصد تشکیل خانواده دارند، به اجبار روزگار مجردی و تنهایی را می‌گذرانند، به عوامل اجتماعی مختلفی بازمی‌گردد؛ دلایلی که ردپایش را می‌توان در صحبت‌های دخترهای مجرد این دوره جست‌وجو کرد که در ادامه به آنها پرداخته میشود:

 


خواستگارهای دیپلمه و دخترهای لیسانسه!

مریم 29 سال سن دارد، لیسانسه است و در یکی از ادارات دولتی مشغول به کار. مریم به رغم زیبایی و حسن خلقی که دارد، هنوز ازدواج نکرده است، زمانی که از او در خصوص دلیل مجرد ماندش، می‌پرسیم می‌گوید: به نظر من ازدواج ارتباطی به زیبایی، تحصیلات و جایگاه اجتماعی ندارد، در روزگاری که من دانش‌آموز دبیرستان بودم، تنها دغدغه خانواده‌ام این بود که بتوانم در یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور قبول شوم و من پس از تلاش فراوان توانستم خواسته آنها را محقق کنم. پس از پایان تحصیلات دانشگاه هم راهی مرحله تحصیلات تکمیلی شدم و این روزها با پایان تحصیل در یکی از ادارات دولتی شاغل هستم و در واقع 10 سال اخیر زندگی من تنها با محوریت تحصیل و اشتغال گذشت.

وی ادامه می‌دهد: در دوره‌ای که دانش‌آموز و دانشجو بودم، خانواده‌ام ازدواج را برای من زود می‌دانستند و در سال‌های اخیر هم خواستگارهای من محدود شده‌اند به کسانی که از لحاظ تحصیلی و شغلی تناسبی با من ندارند و من به همین دلیل نتوانسته‌ام به خواستگارهای این سال‌هایم پاسخ مثبت بدهم، در این میان من در آستانه 30 سالگی هستم و نگرانی این روزهای خانواده‌ام برای ازدواج، خیلی آزاردهنده شده است.

خواستگارهایی که بیش از یک دهه از من مسن‌تر هستند!

مهناز 30 ساله است، شاغل و فارغ‌التحصیل یکی از دانشگاه‌های بنام کشور. وقتی از دلایل مجرد ماندنش می‌پرسیم، می‌گوید: من از زمانی که دانش‌آموز مدرسه بودم، خواستگار داشتم‌ اما خانواده‌ام به دلیل اینکه می‌خواستند من ادامه تحصیل بدهم و به جایگاه اجتماعی برسم، به خواستگارها پاسخ منفی می‌دادند تا اینکه سرانجام من راهی دانشگاه شدم. در دوران دانشگاه، یکی از همکلاسی‌هایم از من خواستگاری کرد ‌اما هم خانواده من و هم خانواده او به دلیل اینکه هنوز شغلی نداشت و خدمت سربازی هم نرفته بود، با خواسته ما مخالفت کردند.

وی ادامه می‌دهد: بعد از فراغت از تحصیل هم در شرکتی مشغول به کار شدم، پس از آن انگار دیگر قرار نبود خبری از خواستگار مناسب باشد، این روزها هم متأسفانه خواستگارهایی برایم پیدا می‌شوند که بیشتر از یک دهه از من مسن‌تر هستند.

مهناز تأکید می‌کند: با توجه به خواستگارهای نامناسب این روزها، ترجیح می‌دهم مجرد بمانم تا اینکه از سر اجبار و بدون علاقه ازدواج کنم.

منتظر خواستگار بهتر ماندم، نیامد!

پگاه 32 ساله سال‌ها است در یکی از شرکت‌های معتبر مشغول به کار است. پگاه در خصوص ازدواج نکردنش می‌گوید: سال‌ها پیش زمانی که 16، 17 سالم بود، بناگاه با هجوم خواستگارهایی از دوست و آشنا و همسایه روبه‌رو شدم،‌اما می‌خواستم تحصیلاتم را ادامه بدهم و از طرفی فکر می‌کردم زمانی که وارد دانشگاه بشوم، خواستگارهای بسیار بهتری برایم می‌آید، به همین دلیل خواستگارهای آن سال‌ها را رد کردم و وارد دانشگاه شدم.

وی ادامه می‌دهد: پس از ورود به دانشگاه‌ اما تعداد خواستگارهایم کم و کمتر شد و من باز هم برای آمدن خواستگاری که با خواسته‌ها و ایده آل‌هایم هماهنگ باشد، منتظر ماندم و سال‌ها از پس هم گذشت و من وارد بازار کار شدم. پگاه اشاره می‌کند: این روزها زمانی که به خواستگارهای گذشته‌ام نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که بهترین خواستگارها همان‌هایی بودند که در سنین پیش از ورود من به دانشگاه به من پیشنهاد شده بودند و پس از آن هر چه زمان می‌گذشت، سطح خواستگارها هم پایین‌تر می‌آمد و من برای یافتن مرد رویایی برای ازدواج سال‌های عمرم را از دست دادم و آن خواستگار ایده آل هیچ گاه نیامد. این روزها هم نمی‌دانم ازدواج نکنم یا تن به ازدواج با یکی از خواستگارهایی بدهم که به هیچ عنوان با انتظارات من هماهنگ نیستند.

گوشه‌نشینی خانواده‌ام، مرا مجبور به مجرد ماندن کرد

فاطمه 31 سال دارد و پس از پایان تحصیل، سال‌ها است که در قسمت اداری یکی از مراکز دولتی مشغول به کار است. زمانی که از دلایل ازدواج نکردنش می‌پرسیم، می‌گوید: خانواده ما زیاد اهل رفت و آمد و معاشرت نبودند به همین دلیل ما از کودکی ارتباطی با خویشان و آشنایان و دوستان نداشتیم، مادر من هم با هیچ یک از خانم‌های همسایه معاشرت نمی‌کرد، در حالی که خواستگار در میان همین ارتباطات خانوادگی پیدا می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: اکثر همکلاسی‌ها و دوستان من که این روزها متاهل هستند، با خواستگارهایی ازدواج کرده‌اند که از سوی همسایه و دوست و آشنا معرفی شده‌اند و در این میان دوری خانواده من از معاشرت با مردم باعث شد که خواستگارهای من محدود شود به دو نفر از همکارانم که آنها هم شرایط مناسبی برای ازدواج نداشتند.

فاطمه تأکید می‌کند: به نظر من خانواده‌هایی که تمایل به ازدواج فرزندانشان دارند، باید معاشرتشان را افزایش دهند چون خواستگار از روابط و دوستی‌های خیابانی پیدا نمی‌شود.

ترس از طلاق پای ازدواج را از زندگی من بریده

زینب 32 سالش است و به رغم همه معیارهایی که برای ازدواج دارد، هنوز مجرد مانده است. زینب در خصوص زمینه تجرد این سال‌هایش می‌گوید: من خواهر بزرگ‌تری دارم که سال‌ها پیش زمانی که تنها 17 سال داشت، به عقد پسر یکی از اقواممان درآمد که به خوش‌خلقی و اصالت خانوادگی مشهور بود،‌اما این ازدواج در نهایت پس از پنج سال و با وجود یک فرزند، به دلیل دخالت‌های مکرر خانواده همسرش، به جدایی انجامید و در نهایت خواهر من مهریه‌اش را در برابر حضانت کودک بخشید و ساکن خانه پدری‌مان شد.

وی ادامه می‌دهد: پس از این ماجرا، دیگر با دیده تردید به تمام خواستگارهایم می‌نگریستم و همواره چهره داماد سابقمان در خاطرم بود که چطور پس از آن همه خوبی، ناگاه تغییر کرد و خواهرم را با یک کودک تنها گذاشت و رفت.

زینب ادامه می‌دهد: در تمام این سال‌ها زمانی که خواستگار برایم می‌آمد، با خود تصور می‌کردم که اگر ازدواج من هم به نتیجه خواهرم برسد، اینکه مجرد و در خانه پدرم باقی بمانم، بسیار بهتر از این است که با یک کودک و با عنوان زن مطلقه به خانه پدرم بازگردم و یک عمر حسرت زندگی از دست رفته‌ام را بخورم به همین دلیل تصمیم گرفتم که تا پیدا شدن گزینه ایده‌آلم، کماکان مجرد بمانم، هر چند احساس می‌کنم دارد دیر می‌شود.

خواستگارهایی که کوچک‌تر از من هستند

در کنار دخترهایی که نبود خواستگار مناسب را دلیل تجرد تحمیلی این سال‌هایشان می‌دانند، هستند کسانی که این روزها، خواستگار متناسب با ایده آل‌هایشان را پیدا کرده‌اند‌ اما این خواستگار محترم یک عیبی دارد که از لحاظ سنی چند سال کوچک‌تر از آنها است. سمانه 30 ساله است این روزها خواستگار 24 ساله‌ای دارد که از قضای روزگار دقیقاً شبیه همان مرد رویا‌هایش است که این همه سال منتظر ‌آمدنش بود، تفاوت سنی‌ اما مشکلی شده که اسباب مخالفت خانواده‌های دو طرف را فراهم آورده است. سمانه در این باره می‌گوید: سال‌های سال منتظر بودم که مرد رویاهایم بالاخره یک روزی برسد و من را از این تنهایی و غم نجات دهد، این اتفاق بالاخره چند ماه پیش افتاد و من با مردی روبه‌رو شدم که دقیقاً همان خصوصیاتی را داشت که من می‌خواستم، همه چیز خوب پیش می‌رفت تا اینکه خواستگارم ماجرای سنش را پیش کشید و من متوجه شدم سن او چندین سال کمتر از آن سنی است که من تصور می‌کردم.

وی ادامه می‌دهد: او ‌اما انگار سال‌ها بزرگ‌تر از سن شناسنامه‌ای‌اش است و هیچ کس متوجه این تفاوت سنی ما نمی‌شود و این روزها من باز هم میان مجرد ماندن و ازدواج با مردی که از من کوچک‌تر است و خانواده‌اش هم با این ازدواج مخالفند، مردد مانده‌ام.

پسرها از ازدواج می‌ترسند

سمیه 32 ساله و مجرد است. او دو برادر بزرگ‌تر از خود هم دارد که دست بر قضا آنها هم تا به حال ازدواج نکرده‌اند‌ اما در خانواده آنها، این سمیه است که همواره از سوی والدینش برای ازدواج نکردن مورد سرزنش قرار می‌گیرد.

وی می‌‌گوید:‌من در میان خواستگارهایم هیچ گزینه مناسبی را نیافتم که بخواهم تشکیل زندگی بدهم و هنوز مجرد مانده‌ام‌ اما نکته جالب توجه این است که برادران من به رغم اینکه چند سالی از من بزرگ‌تر هستند، هیچ تمایلی برای ازدواج ندارند و می‌گویند با توجه به وضعیت اقتصادی این روزها، سرمان درد نمی‌کند که بخواهیم مسئولیت زندگی را قبول کنیم،‌اما خانواده‌ام هیچ مشکلی با مجرد ماندن آنها ندارند و تنها دغدغه‌شان این است که چرا دخترشان تا به حال ازدواج نکرده است. وی تأکید می‌کند: در جامعه ما اکثر پسرهای همسن و سال من و حتی بزرگ‌تر مجرد هستند ‌اما هیچکس پسرها را به دلیل مجرد ماندن سرزنش نمی‌کند و در برابر، همه از دخترها انتظار ازدواج کردن دارند و در این میان کسی نیست بپرسد زمانی که پسران تمایلی برای خواستگاری رفتن ندارند، چطور می‌توان به دختران ایراد وارد کرد که چرا مجرد مانده‌اند؟

سال 97، تعداد مردان در سن ازدواج 2 میلیون بیشتر از زنان می‌شود

نگاهی به داستان زندگی متولدین دهه 60 و سال‌های پایانی دهه 50 که این روزها در حوالی 30 سالگی، هنوز مجرد مانده‌اند، عوامل مشترکی را به عنوان دلایل این تجرد تحمیلی اعلام می‌کند و یکی از عواملی که به تجرد ناخواسته متولدین دهه‌60 و سال‌های پایانی دهه‌50 انجامید، عدم تناسب سنی بود.

متولدین دهه 60 در دهه 80 به 20 سالگی رسیدند و این در حالی بود که پسران متولد این دهه در سال‌های دهه 80، دانشجو بودند و توانایی ازدواج و تأمین معاش خانواده را نداشتند، در این میان پسران متولدین این دهه زمانی که تصمیم به ازدواج گرفتند در برابر خود گزینه‌هایی یافتند که گاه متولدین دهه 70 بودند و در نهایت متولدین دختر دهه 60 با خلأیی روبه‌رو شدند و این باعث افزایش سن ازدواج و تجرد تحمیلی آنها شد.

این درحالی است که با توجه به کاهش موالید دختر در دهه 70 به گفته علی‌اکبر محزون، مدیرکل‌ آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال، سال 97 تعداد مردان در سن ازدواج 2‌میلیون نفر بیشتر از زنان خواهد بود و به این ترتیب تا سال 97 تعداد مردان در سن ازدواج (20تا 34ساله) حدود 2‌میلیون نفر بیش از زنان در سن ازدواج (15تا 29ساله) خواهد شد. به این معنی که معضل تجرد ناخواسته در سال‌های آینده دیگر برای دختران موضوعیت ندارد و با تغییرات جمعیتی، از سال 97، این مردان هستند که با مشکل تجرد ناخواسته روبه‌رو خواهند شد چون با در نظر گرفتن اختلاف سنی معمول، به ازای 2 میلیون نفر از مردان، دختری برای ازدواج وجود ندارد و این 2 میلیون مرد برای ازدواج باید دست به دامن دخترهایی شوند که شاید بیش از یک دهه از آنها بزرگ‌تر هستند و در غیر این صورت باید تا پایان عمر در گیر و دار مشکل تجرد ناخواسته قرار گیرند.

فرهنگسازی برای ازدواج با تفاوت سنی معکوس

با توجه به آمارهای نگران‌کننده از تجرد ناخواسته‌ای که چند سالی است گریبانگیر دختران جامعه شده است و با در نظر گرفتن مشکل تجرد ناخواسته برای مردان جامعه از سال 97، می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که برای حل مشکل مجرد ماندن جوانان، باید همسان گزینی یا ازدواج پسران با دخترانی که از لحاظ سنی از آنها چند سالی بزرگ‌تر هستند در جامعه رواج پیدا کند.

با توجه به موضع‌گیری برخی خانواده‌ها در برابر ازدواج پسران با دختران بزرگ‌تر، رسانه‌ها می‌توانند با فرهنگسازی در این زمینه و ساخت سریال‌هایی با محوریت ازدواج پسران با دختران بزرگ‌تر یا همسن خود و نشان دادن این روش به عنوان راهکاری برای پایان یافتن تجرد ناخواسته و گاه قطعی، نقطه پایانی باشند بر مشکلات افرادی که به رغم همه خوبی‌هایشان، مجبور می‌شوند سال‌های جوانی را در تجرد و تنهایی بگذرانند.

منبع: روزنامه جوان