صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

گروه جوان و ورزش     گروه جوان و معرفت     گروه جوان و محيط زيست     گروه جوان و ازدواج     گروه جوان و کارآفريني     گروه جوان و فرهنگ     :فهرست موضوعی

اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
ویژگی های دوره جوانی در یک نگاه
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٤
 

پایان دوران نوجوانی و آغاز مرحله جوانی، بسیاری از مشکلاتی که با آغاز بلوغ برای فرد بوجود آمده بود، فروکش کرده و تا حدودی فرد توانسته است به ثباتی نسبی قدم بگذارد. جایگاه ها، نقش و هویت جوان تا حدودی برایش روشن شده و از این پس می رود تا شرایط و موقعیت خود را مستحکم تر و باثبات تر سازد، هرچند آثار مربوط به بحران های مرحله قبل ممکن است هنوز وجود داشته باشد و برخی جوانان هنوز با مسائلی چون سردرگمی هویت روبه رو باشند.

عوامل مختلفی می تواند گذر از مرحله نوجوانی به جوانی را متأثر سازد. برخی عوامل به صورت عوامل تأخیردهنده و برخی عوامل به عنوان تسهیل کننده گذر از این مرحله می باشند. به هر حال جوانی آغاز می شود و فرد وارد دورانی می شود که هرچند پخته تر و تواناتر از مراحل قبلی است، اما هنوز با مشکلاتی گریبانگیر است که با سرنوشت او در مراحل بعدی زندگی ارتباط مستقیم دارند.

فرد وقتی به دوران جوانی می رسد با علم به اینکه به بهار عمر خود رسیده و توان و قدرت برای انجام بسیاری از کارها را دارد، می خواهد بزرگ ترین و بهترین کارهایی را که در خاطرش داشته، انجام دهد و در اوج سربلندی باشد، اما هنوز خیلی از مسائل را نمی داند و بعضی امور را درک نکرده است بخاطر همین شاید در مسیر زندگی اش به انحراف کشانده شود و با مشکلات و خطرهای زیادی برخورد کند.

بنابراین جوان باید با دقت و احتیاط حرکت کند تا بتواند در این دوره حساس از سردرگمی ها رهایی یابد زیرا عمر آدمی بسرعت می گذرد و اگر مرحله به مرحله آن را درک نکند و با غفلت و بی توجهی فرصت ها را از دست بدهد، باید بداند که دیگر عمر سپری شده، به عقب باز نمی گردد تا جبران گذشته را بکند، پس جوان باید مسائل ویژه روحی و فردی خود را بشناسد تا بتواند فرصت های عمر خود را دریابد و به گونه ای شایسته از آن استفاده کند.

در این مقال ابتدا به شناخت مسائل و خصوصیاتی که در فرد جوان وجود دارد می پردازیم و اگر این خصوصیات مثبت و خوب باشد راهکارهایی برای تقویت آنها نشان می دهیم و اگر خصوصیات منفی و بدی باشد، راه های درمان آن را طبق احادیث نشان می دهیم.


خودشناسی لازمه کمال جویی

مسئله شناخت از «خود» از اقدامات آغازین و ریشه ای در مسیر تربیت است. انسان تا زمانی که خود و ارزش خود را نشناسد قابلیت و ویژگی های خویش را نیابد و ناتوانی و نیازهای خود را درک نکند نمی تواند در مسیر تربیتی قرار گیرد.

بنابراین «خودشناسی» لازمه تربیت و حرکت به سوی کمال جویی است.

به مقام برتر انسانی نمی توان دست یافت مگر اینکه واقعیت های نفسانی خود را بشناسیم. اولین و نزدیک ترین واقعیت زندگی، واقعیت «خود» است. در درون واقعیت «خود» است که بسیاری از مسائل و حقایق بزرگ جلوه گری می کند که مهم ترین این حقایق حقیقت «خدا» است. درباره اهمیت خودشناسی همین بس که امام علی(ع) می فرمایند:

«افضل المعرفة معرفة الانسان نفسه؛

بهترین شناخت، شناخت انسان از خودش است».

در جای دیگر امام خودشناسی را مایه خیر و خوبی می دانند و می فرمایند.

«نال بالفوز الاکبر من ظفر بمعرفة النفس؛ کسی که به خودشناسی دست یافته از بزرگ ترین خیر و خوبی برخوردار است.»

پس جوان باید بداند چه ویژگی های اخلاقی و روحی دارد تا بتواند با استفاده از آنها راه هدایت را پیدا کند و در مسیر صحیح تربیتی قرار گیرد.

قابلیت و اثرپذیری

انسان موجودی اثرپذیر و آموزش پذیر است و به طور غریزی و طبیعی دیده ها و شنیده ها را می آموزد. طبیعت انسانی در دوران جوانی از قابلیت و توانایی بیشتری برخوردار است و از آنجایی که فکر و دل جوان هنوز دچار دل مشغولی های روزگار و مسائل متنوع فردی و اجتماعی نگشته، از موقعیت بسیار مناسبی برای یادگیری بهره مند است و قلب و دل او مانند زمین آماده کشت، هر دانه ای را پذیرفته و می پروراند. امام علی(ع) در وصیت خود به فرزندش امام حسن(ع) نوشته اند:

 

«و انما قلب الحدث کالأرض الخالیة ما القی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالأدب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لبّک لتستقبل بجدّ رأیک من الأمر ما قدکفاک اهل التجارب بقیة و تجربته فتکون قد کفیت مؤنة الطلب و عوفیت من علاج التجربة...؛ قلب و دل جوان مانند زمین خالی از کشت است که هرچه در آن انداخته شود قبول می کند. از این رو قبل از اینکه دل تو سخت و فکر تو مشغول شود، در تربیت تو سرعت گرفتم تا با تمام اندیشه ات روی بکار آری، و از آنچه خداوند تجربت در پی آن بودند و آزمودند بهره برداری، و رنج و طلب از تو برداشته شود و نیازت به آزمون نیفتد.»

برخی نکات مهمی که در این نهفته است عبارت از:

1ـ فکر و دل جوان، بدون انتخاب و گزینش، آماده پذیرش آموزه هاست پس جوان باید بکوشد و بداند که چه آموزش هایی می خواهد یاد بگیرد.

2ـ جوان باید زودتر بکوشد تا روح تشنه خود را از آموزش های صحیح سیراب کند.

3ـ جوان باید تعالیم و آموزش هایی را که می خواهد یاد بگیرد اولویت بندی کند و در ابتدا به آموزش های اصلی و مهم بپردازد.

4ـ در صورت عدم اقدام به موقع، روح جوان بر اثر مشغولیت هایی که در او پدیدار می شود کمتر اثرپذیر می گردد و شاید دیگر آموزش ها بر قلب و دل او اثرگذار نباشد.

5 ـ آموزش ها باید صحیح و براساس مبانی اسلام باشد وگرنه موجب انحطاط جوان می شود.

اثرپذیری و شکل گیری شخصیت

اگر بخواهیم خصلت ها و ویژگی های جوان را طبقه بندی کنیم، اثرپذیری جایگاه اول را داراست به موجب اثرپذیری، شخصیت فرد نیز شکل می گیرد. اثرپذیری در جوانی، عنصر ذاتی و اصلی شخصیت را تشکیل می دهد و در مراحل بعد این شخصیت شکل گرفته قابلیت تغییر را ندارد.»

درست است که در شکل گیری شخصیت، نقش کلیدی برعهده خود فرد است اما قبل از خود فرد، محیط تأثیر خود را گذاشته و جوان آن را تکمیل می کند و شکل شخصیت فرد نقش می بندد.

تأثیرات محیطی که فرد در آن است، بیشتر از تأثیراتی است که خود فرد بر روی خویش دارد، از این روست که امام علی(ع) می فرمایند:

«لاتصحب الشریر؛ فان طبعک یسرق من طبعه شراً و أنت لاتعلم؛

با فرد بدکار و بدجنس دوستی و رفاقت نکن؛ چرا که طبع و خوی تو از طبع و خوی او اثر می پذیرد، بدون آنکه بدانی.»

رشد عقلی و سیر تکاملی

جسم و جان جوان در یک حرکت همه جانبه پیوسته رو به رشد است. در پیکر پر رمز و راز جوانان هر لحظه تحولی عظیم صورت می گیرد. نیروی عقل جوان، هر روز و هر شب در جایگاه متکامل تری قرار می گیرد و این تحول مبارک و پربرکت تا نهایت سنین جوانی ادامه دارد و در واقع یکی از شاخصه های جوانی وجود همین سیر تکاملی اوست.

امام علی(ع) می فرمایند:

«رشد عقلی انسان در 35 سالگی به حد کمال می رسد و پس از آن هرگونه رشد دیگری که باشد براثر تجربه است.»

و در جای دیگر می فرمایند:

«العقل عقلان: عقل الطبع و عقل التجربة و کلاهما یؤدی الی المنفعة؛

عقل دو نوع است: عقل طبیعی و عقل تجربی که هر دو مایه منفعت است.»

الف) عقل طبیعی (منظور رشد طبیعی و جرمی و فیزیکی عقل است) که همان طور که گفته شد تا 35 سالگی رشد طبیعی و فیزیکی عقل ادامه دارد که در این رشد، تغییراتی در سیستم مغز و اعصاب و عروق صورت می پذیرد و شکل مادی جایگاه فکر و اندیشه، کامل می شود و به رشد نهایی خود می رسد.

ب) عقل تجربی (منظور رشد اکتسابی و آموزشی عقل است) که این رشد بر اثر آموزش ها و دریافت های تجربی و علمی صورت می گیرد پس در این رشد هرچه اندوخته های علمی و تجربی بیشتر باشد نیروی عقل از توان بیشتری برخوردار است. روایاتی دیگر نشان می دهد منظور از عقل، همین رشد اکتسابی و آموزشی است که بیان می شود عقل می تواند رشد دائمی داشته باشد که ناظر به اینگونه رشد عقلی بر اثر تجربی است که نمونه آن فرمایش امام علی(ع) است که می فرمایند:

«العقل غریزة تزید بالعلم و التجارب؛

عقل نیرو و غریزه ای است که بر اثر دانش و تجربه بیشتر می گردد.»

جوانان باید از رشد عقلی خود در زمینه های علمی و تجربی استفاده کنند و آن را ارتقاء دهند.

پاک دلی و رقت قلب جوان

جوانان به طور طبیعی کمتر از بزرگ ترها در تاریکی های روحی و قساوت قلبی غوطه ورند و غالباً دارای دلی روشن، قلبی پاک و روح و فکری جوان می باشند. به همین دلیل است که زودتر از بزرگترها به سوی حق و فضیلت رو می آورند. این خوی و خصلت نیکو است که مایه تمایل جوان به خیر و نیکی است. در ابتدای دعوت به اسلام، در زمانی که پیران و بزرگان قریش پیامبر(ص) را تکذیب می کردند، جوانان با همین خصلت و خوی پسندیده پیامبر را یاری کردند.

رقت قلب جوان باعث می شود که به سوی حق گرایش پیدا کند.

عوامل ایجاد رقت قلب در جوان عبارتند از: حفظ روحیه پاک جوانی، محیط سالم و معنوی، صفا و صمیمیت در محیط سالم و الگو قراردادن عالمان دینی. همیشه به یاد خداوند بودن در ایجاد و حفظ پاکی دل کمک شایان می کند.

حق طلبی و فضیلت خواهی

جوانان براساس فطرت پاک انسانی به ندای حق و فضایل اخلاقی گرایش دارند و همیشه خواستار جهانی هستند که حق و فضیلت انسانی در آن حاکم باشد. جوانان تا زمانی که روح پاک شان به گناهان آلوده نگشته است، همواره در پی رسیدن به فضایل انسانی اند و برای رسیدن به حق تلاش می کنند و سختی ها برای رسیدن به حق برای آنان معنا ندارد زیرا هدف شان فقط رسیدن به حق است. طبق فرمایش امام علی(ع): «من جعل الحق مطلبه لان له الشدید و قرب علیه البعید؛ آن کس که مطلوب و مقصودش حق باشد سختی بر او آسان می گردد و دور برای او نزدیک می شود.»

پس اگر جوانی، تحمل سختی برای عدالت خواهی و حق را نداشته باشد و خواهان فضیلت هم نباشد و مخالف با حق طلبی باشد، مسلماً این جوان سعی نکرده که طبق فطرت انسانی، خود را تربیت کند.

 جوانی و دین گرایی

یکی از روحیات پرارزش بشری که نتیجه روحیه حق طلبی و فضیلت خواهی است، «دین گرایی» می باشد. این روحیه در آغاز جوانی به شدت فعال گردیده و رشد می یابد و اگر بهاء و ارزشی داده نشود این میل سرکوب و منحرف می شود.

قرآن درباره ایمان آورندگان به حضرت موسی می فرماید:

«فما آمَنَ لِمُوسی الّا ذُرّیةٌ مِنْ قُومه علی خَوفٍ مِنْ فرعونَ و مَلإیهم اَنْ یفتنهم؛

در آغاز هیچ کس به موسی ایمان نیاورد مگر گروهی از فرزندان قوم او، در حالی که از فرعون و اطرافیانش می ترسیدند که مبادا آنان را در شکنجه قرار دهد.».

از این آیه شریفه دو نکته برداشت می شود: اولاً جوانان و فرزندان از پیشگامان در قبول دین بودند. ثانیاً جوانان با وجود ترس از شکنجه که از عواقب قبول دین بود باز هم حاضر نشدند از دین دست بردارند.

 

علاوه بر این فطرت و خلقت انسان براساس دین خواهی و خداجویی است که این روح فطری به همراه دیگر نیروهای بشری در زمان جوانی به اوج رشد و شکوفایی خود می رسد.

شور و نشاط جوانی

جوانان دارای شور و نشاط ویژه ای هستند و همواره دوست دارند در اجتماع تازه و نو حضور داشته باشند. در روایات به این حس جوانی «شره الشباب» گفته اند.

اسلام و تعالیم اسلامی هیچ گاه به سرکوب این میل نمی پردازد، بلکه در مواردی شور و نشاط، جوان را تشویق نیز می کند البته در مواردی نیز برای آن حد و مرز قرار داده است تا این میل در حد تعادل خود رشد کند و فرد را از مسیر حرکت صحیح خود باز ندارد.

امام علی(ع) آن قدر برای جوانان اهمیت قائل می شدند که در روایات نقل شده است که وقتی با غلام جوان شان قنبر، به بازار رفتند و دو پیراهن خریدند، بهترین پیراهن را به غلام دارند برای اینکه او جوان بود و شور و نشاط جوانی و احساس نوگرایی در او بود و خود امام پیراهنی را که نامرغوب تر بود را برداشتند.

با اینکه امیرالمؤمنین(ع) در آن زمان خلیفه مسلمین بودند و قنبر غلام ایشان. پس این نشان می دهد جوان، براساس تعالیم اسلام باید زیبا و خوب بپوشد، اما باید اعتدال داشته باشد. احساس نوگرایی و نشاط جوانی نباید به خودباختگی فرهنگی سوق پیدا کند بلکه جوان باید در کنار شور و نشاط هویت ملی و فرهنگی خود را حفظ کند و پا را از حدود و حریم ارزش های اخلاقی بیرون نگذارد.

بعضی جوانان متأسفانه انواع لباس های غربی و منحرف کننده را می پوشند و به نوعی فساد را در جامعه ترویج می دهند، فقط به این بهانه و دلیل که نوگرا هستند!! اینان با جهالت پیرو فرهنگ غربی می شوند و به بهانه نوگرایی عملاً با ارزش های اسلامی مبارزه می کنند و بی آنکه بدانند به فساد اجتماعی دامن می زنند، همان طور که امام علی(ع) می فرمایند: «قل من تشبه بقوم الا اوشک ان یکون منهم؛ کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کرده و از همان گروه نگشته باشد.

منبع: hawzah.net