صدای جوان

صدای جوان، صدای نسل جوان، شغل، کار، درامد، ازدواج، مسکن، تفریح، اوقات فراغت

گروه جوان و ورزش     گروه جوان و معرفت     گروه جوان و محيط زيست     گروه جوان و ازدواج     گروه جوان و کارآفريني     گروه جوان و فرهنگ     :فهرست موضوعی

اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
مشکلات ازدواج های امروزی از زبان یک پسر
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۱
 

بعضی وقتها آنقدر دلم میگره و تحت فشار می افتم که دلم می خواد با تمام وجود گریه کنم دیگه خسته شدم از این همه فشار، از این همه سنت و فرهنگ غلط، از این همه بی توجهی اطرافیان و مسئولان، البته حق هم دارند، خودشان خرشان از پل گذشته و احتیاجات روحی و جسمی شون برطرف شده، چرا دیگه خودشون رو بخاطره ما به زحمت بندازند؟!

آه!!! به خدا این چیزایی که تو تلویزیون نشون میدن واقعیت نداره ولی آخه مگه احساسات، منطق حالیش میشه؟!!! امان از دست این بزرگترهای نادان و ظاهربین! حتی مارا هم مثل خودشون کردند، آخه یکی نیست به اینا بگه: باباجون! اگه این احساسات و غرایز از راه درست و عاقلانه و طبق دستورالعمل خدا و پیغمبر اجرا نشه، بدبختی میاره، افسردگی میاره، هزارجور بیماری روحی و جسمی و انحرافات میاره!! خیر! اصلا گوششون بدهکار نیست که نیست!!! واقعا برای خودمون متاسفم، با این که دین و راهکارهای کاملا عملی اون را داریم، دنبال بیراهه و به اصطلاح، راه چاره میگردیم!!! آخه من دردمو به کی بگم ایها الناس! آخوندامون هم که کاری نمی کنند، فقط یه سری حدیث را تکرار مکررات میکنند، فکر می کنند هنر کردند و مشکل حل شد!

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون، تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه میگند ما دختر دست گلمونو که تو پنبه بزرگش کردم، بدیم به یه پسر آسمون جل بی همه چیز!؟ مگه بچمونو از سر راه اوردیم؟ بله! بچتونو از سر راه نیاوردید، خیلی هم پاش زحمت کشیدید، حاضر هم نیستید به پسری مثل من بدیدش، ولی حاضرید بدیدش دست پسرای خیابونی!، حاضرید ولش کنید به حال خودش تا از روی نیاز به ابراز و دریافت احساسات و عواطف، نا خودآگاه به هزار چیز نکبت و کوفت و زهرمار مثل، خودآرایی برای جلب توجه دیگران و جوونایی مثل من، خودارضایی، دوستیهای خیابونی و... تن بده، بعدم که من بخوام برم خواستگاری با هزارجور مانع تراشی و سخت گیری های پوچ و بی دلیل مانع ارضای صحیح تمایلاتشون بشید! طوری که نیست! بکنید! نتیجش هم همین میشه که الآن دارید می بیند، همین قیافه های عجق وجق تو خیابونا، دخترهای مجرد با سن بالا و...، بازم احتیاج هست بگم!؟


تا اسم زن و ازدواج رو میاریم ، بیکاری حالا ازدواج کنی!؟ برو حال کن، فکر میکنی جایی خبریه؟! نه بابا!، اونایی هم که گرفتند پشیمونند، حالا بیکارید، دغدغه ندارید، بعدا که ازدواج کنی حسرت الآنتو میخوری، به غلط کردن می افتیا! آره! به غلط کردن می افتیم، اونم چه غلط کردنی! همینه که این همه جوون بیکار داریم، چون که انگیزه ای برای کار کردن نیست، اگه هم کسی سر سوزنی داشته باشه با این حرفای شما همش در نطفه خفه میشه میره پی کارش. آه!!! شما با این سیاست های تربیتی تون و دولت هم با بی توجهی به این فرهنگ سازی های مدرک گرایی مدرن، ما را به خودتون وابسته میکنید، خوب استعمار میکنید، بعد هم که احتیاج به ازدواج، هم دم ، همصحبت و شریکی برای غم و شادیهامون میخوایم، ما را به حال خودمون رها میکنید، ما هم که مستعمره ی شما و کاملا وابسته، کاری از دستمون بر نمیاد، از اون طرف هم که خونواده ی عروس، میگه مهریه فلان مقدار، خونه نمیدونم کجا، ماشین فلان و ... خلاصه اگه خیلی دوستت هم داشته باشند، برا احتیاط، بلاخره دخترشونو از سر راه که نیووردند!، به قول خودشون با مهریه ی سنگین آنچنان دستی تو پوست گردو می کنند که واقعا آدم می مونه چی بگه!!!

آه!!! بعضی وقتا خیلی دلم میگیره، فکر می کنم اگه زن داشتم باهاش درد و دل میکردم، بهم توجه میکرد، ناراحتی هامو بهش میگفتم، بهم take it easy میگفت: منم میگرفتمش تو آغوشمو بهش میگفتم، میدونستی من خوشبخت ترین مرد دنیام؟ چون یه همچین همسری مثل تو دارم! ولی فکر نمیکنم این چیزا عملی بشه، اینا مال فیلماست! آدم زنرا برا چی میخواد؟ برا همراهی تو زندگیش، برا این که تو سختی و آسونی، غم و شادی باهاش باشه، نه بعد از این که همه ی سختی ها را پشت سر گذاشت، همه چیز بدست آورد، حالا بره زن بگیره!، زن وقتی زنه که تو سختی ها با کسی همراه بشه، اونم بخاطر خود فرد نه بخاطر مال و اموال خودش یا باباش! دیگه خسته شدم. از بس این دخترا با عشوه و ناز و ادا حرف می زنند، آرایش کرده میان بیرون، دیگه خسته ام. آخه مگه ضرر ازدواج بیشتر از زنا و روابط نامشروع و دوستی های خیابونی است که ما به وفور تو شهرمون شاهدش هستیم؟

مشکل اجتماع ما امروزه این است که با وجود احساس احتیاج به ازدواج، ایجاد رابطه با جنس مخالف و ارتباطات احساسی و ... بین افراد فکر می کنیم فردی که ازدواج می کند باید حتما تماما در اختیار خانواده و همسر و زندگیش باشد ولی این که او فردی جوان است را فراموش کرده ایم، باعث می شویم که فرد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنه و ازدواج را به تاخیر بیاندازه. حاضریم نیازمان را سرکوب کنیم و دچار مشکلاتی بشویم ولی پا روی اعتقادات و باورهای غلط خود نگذاریم. ما نمی توانیم عوامل محرک را از بین ببریم، ولی میتوانیم افکار و باورهای خود را عوض کنیم.

منبع: drazarbayejani.com