رادیو جوان ایران

جوان، فرهنگ، کارآفرینی، ازدواج، ورزش، معرفت

گروه جوان و ورزش     گروه جوان و معرفت     گروه جوان و محيط زيست     گروه جوان و ازدواج     گروه جوان و کارآفريني     گروه جوان و فرهنگ     گروه جوان و رادیو     :فهرست موضوعی وبلاگ

اگر همه آرزوها برآورده می شد، هیچ آرزوئی برآورده نمی شد || به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد || خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی || روی سخنم به همه‌ی کارآفرینان است، اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید، هم‌اکنون انجامش دهید، وگرنه پشیمان خواهید شد
داستان کوتاه معجزه
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند، فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پر خرج برادر را بپردازد و سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با نارحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

بعد آهسته از از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم زد و سرفه کرد ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت. داروساز جا خورد و رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟ دخترک جواب داد : برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم! داروساز با تعجب پرسید : ببخشید؟! دخترک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سرش چیزی رفته و بابایم می گوید که فقط معجزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم... چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا ، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟


 
 
همیشه به دیده لطف نگاه کن
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٥:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود… باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید…

ون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود ..

وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم … هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت . دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سوء استفاده چی …چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف دیگه شو خودش خورد.. اه ..این دیگه خیلی رو میخواد…


 
 
درسی بزرگ از دونده ای که آخر شد
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

در سال 1968 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد. در آن سال مسابقه دوی ماراتن یکی از شگفت انگیز ترین مسابقات دو در جهان بود. دوی ماراتن در تمام المپیک ها مورد توجه همگان است و مدال طلایش گل سرسبد مدال های المپیک. این مسابقه به طور مستقیم در هر 5 قاره جهان پخش می شود.

کیلومتر آخر مسابقه بود دوندگان رقابت حساس و نزدیکی با هم داشتند، نفس های آنها به شماره افتاده بود، زیرا آنها 42 کیلومترو 195 متر مسافت را دویده بودند. دوندگان همچنان با گامهای بلند و منظم پیش میرفتند. چقدر این استقامت زیبا بود. هر بیننده ای دلش میخواست که این اندازه استقامت وتوان داشته باشد. دوندگان، قسمت آخر جاده را طی کردند و یکی پس از دیگری وارد استادیوم شدند. استادیوم مملو از تماشاچی بود و جمعیت با وارد شدن دوندگان، شروع به تشویق کردند.

رقابت نفس گیر شده بود و دونده شماره ... چند قدمی جلوتر از بقیه بود. دونده ها تلاش میکردند تا زودتر به خط پایان برسند و بالاخره دونده شماره ... نوار خط پایان را پاره کرد. استادیوم سراپا تشویق شد. فلاش دوربین های خبرنگاران لحظه ای امان نمی داد و دونده های بعدی یکی یکی از خط پایان گذشتند و بعضی هاشان بلافاصله بعد از عبور از خط پایان چند قدم جلوتر از شدت خستگی روی زمین ولو شدند.

اسامی و زمان های به دست آمده نفرات برتر از بلندگوها اعلام شد.

نفر اول با زمان دو ساعت و ...

در همین حال دوندگان دیگر از راه رسیدند و از خط پایان گذشتند.

در طول مسابقه دوربین ها بارها نفراتی را نشان داد که دویدند، از ادامه مسابقه منصرف شدند و از مسیر مسابقه بیرون آمدند. به نظر میرسید که آخرین نفر هم از خط پایان رد شده است. داوران و مسوولین برگزاری میروند تا علائم مربوط به مسابقه ماراتن و خط پایان را جمع آوری کنند جمعیت هم آرام آرام استادیوم را ترک میکنند. اما...

بلند گوی استادیوم به داوران اعلام میکند که خط پایان را ترک نکنند گزارش رسیده که هنوز یک دونده دیگر باقی مانده.

همه سر جای خود برمیگردند و انتظار رسیدن نفر آخر را میکشند.

دوربین های مستقر در طول جاده تصویر او را به استادیوم مخابره میکنند. از روی شماره پیراهن او اسم او را می یابند "جان استفن آکواری" است دونده سیاه پوست اهل تانزانیا، که ظاهرا برایش مشکلی پیش آمده، لنگ میزد و پایش بانداژ شده بود.

20 کیلومتر تا خط پایان فاصله داشت و احتمال این که از ادامه مسیر منصرف شود زیاد بود.

نفس نفس میزد احساس درد در چهره اش نمایان بود لنگ لنگان و آرام می آمد ولی دست بردار نبود.

چند لحظه مکث کرد و دوباره راه افتاد.

چند نفر دور او را می گیرند تا از ادامه مسابقه منصرفش کنند ولی او با دست آنها را کنار می زند و به راه خود ادامه می دهد.


 
 
عصبی نباش!
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

یکی بود یکی نبود، یک بچه کوچیک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.

یک لحظه عصبانیت

روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته ها ی بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد. پسرک متوجه شد که آسانتر آنست که عصبانی شدن خودش را کنترل کند تا آنکه میخها را در دیوار سخت بکوبد.
بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد. پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازاء هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.


 
 
داستان کوتاه خواستگاری
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

داستان کوتاه خواستگاری

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت.

پدر دختر رو به پسر کرد و گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم.

چندی بعد پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر رفت، پدر دختر با ازدواج موافقت کرد و در مورد اخلاق پسر گفت : انشاءالله خدا او را هدایت میکند.

دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟


 
 
رضا کیانیان: آینده سینمای ایران متعلق به جوانان است
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

مراسم افتتاحیه سی و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، روز یکشنبه یازدهم بهمن با حضور علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت اله ایوبی رئیس سازمان سینمایی و محمد حیدری دبیر جشنواره در تالار وحدت تهران برگزار شد. رضا کیانیان
 
در این گردهمایی، هنرمندانی چون رویا تیموریان، رضا کیانیان، مهدی فخیم زاده و محمد دادگو تهیه کننده مورد تقدیر قرار گرفتند.
 
برنامه «کافه هنر» کاری از گروه فرهنگ و اندیشه رادیو ایران در این خصوص با «رضا کیانیان» بازیگر سینمای ایران، به گفت و گو پرداخته است.
 
رضا کیانیان افزود: « در این دوره از جشنواره در دو فیلم «کفش هایم کو» ساخته کیومرث پور احمد و «بارکد» به کارگردانی «مصطفی کیایی» به ایفای نقش پرداخته ام. معتقدم آینده سینمای ایران متعلق به جوانان می باشد؛ کار با کارگردان های جوان همیشه برایم دوست داشتنی بوده است.
 
کارگردان های قدیمی نیز پیشکسوت هستند و دارای نگاه و سبک متفاوتی می باشند، از این رو همکاری با این عزیزان نیز باعث افتخار است...»


 
 
همه چیز در مورد عصب کشی دندان
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٦:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٦
 

 اندودنتیکس(تخصص درمان ریشه دندان)- تخصصی از دندانپزشکی است که علوم پایه و کلینیکی آن شامل تشخیص، پیشگیری و درمان بیماریها وصدمات پالپ و بافتهای اطراف ریشه مرتبط با پالپ می باشد. درمان پالپ دندان با نامهای روت کانال، اندو، عصب کشی و... شناخته می شود که این معمول ترین درمانی است که توسط متخصصین این رشته انجام می شود.

بیان اینکه دندانی احتیاج به معالجه ریشه دارد و یا به اصطلاح عامیانه عصب کُشی یا عصب کِشی شود در بسیاری از بیماران ایجاد هراس و اضطراب می کند و اغلب ترس آنها ناشی از مطالب نادرستی است که در این زمینه شنیده اند. بسیاری از بیمارانی که جهت خلاصی از درد فوراً اقدام به کشیدن آن نموده اند، بعداً پشیمان شده و آرزو می کنند که ای کاش با معالجه ریشه، دندان را نجات داده بودند. خصوصاً آنهایی که جهت جایگزینی آن دندانها با پروتزهای ثابت از هزینه گران این خدمات آگاهی می یابند.

تعریف اندو یا اندودونتیکس؟
     دندان مرکب از یک ساختمان سختی است که بافت نرم زنده ای را احاطه کرده است. این قسمت نرم مرکزی، پالپ (دراصطلاح عامیانه، عصب) نام دارد که شامل سلولها، عروق خونی واعصاب می باشد. اندودونتیکس شاخه ای از علم دندانپزشکی است که وظیفه تشخیص و درمان پالپهای آماسی و بیمار شده را به عهده دارد.

چه عواملی سبب آماس و بیماری پالپ می گردند؟
     پوسیدگیهای دندانی اگر درمان نشوند، بعد از تخریب مینا و عاج به پالپ رسیده و باعث التهاب و ناراحتی آن می گردند. علاوه بر پوسیدگی، عوامل دیگری چون سابقه ضربه ناگهانی به دندان، پرکردگی های عمیق، شکستگی و ترک دندان، تحلیل و سایش شدید دندانها و بیماریهای پیشرفته لثه در ایجاد آماس و بیماری پالپ نقش دارند.

علائم بیماری پالپ چیست؟
     برخی از علائم پالپ آماسی شامل درد ادامه داربه هنگام نوشیدن مایعات سرد و یا گرم، درد خود بخودی، درد هنگام جویدن و یا حتی موقع دراز کشیدن می باشد. گاهی نیز با توجه به سیر بیماری پالپ، ممکن است بیمار درد نداشته باشد. علائم ظاهری پالپ بیمار ممکن است وجود پوسیدگی عمیق و یا وجود ضایعه در انتهای ریشه، تورم و یا تخلیه چرک از دندان و یا انتهای آن باشد.

فوائد معالجه عصب چیست؟
     1 - دندان حفظ می شود. 2- وجود دندان باعث حفظ استخوان نگهدارنده آن می گردد.

عوارض عدم درمان چیست؟
     1 - آبسه 2- درد 3- عفونت شدید 4- نهایتاً از دست دادن دندان خواهد بود.


 
 
معجزه گردشگری در ایجاد اشتغال و کارآفرینی
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٤
 

ویژگی گردشگری کارآفرینی، اشتغال سریع و درآمد زیاد است صنعتی که ظرفیت و پتانسیل آن به وفور در ایران یافت می شود اما هنوز از این فرصت ها برای رشد اقتصادی کشور استفاده نشده است.

این پتانسیل ها شامل آثار باستانی، تاریخی و طبیعی است که در جای جای ایران وجود دارد و حالا برای کسب درآمد از این سرمایه ها مدیریت و برنامه ریزی می ماند.

اما این صنعت یک ویژگی دیگر هم دارد و آن این است که در گردشگری به سرمایه گذاری زیادی نیاز نیست و با سرمایه اندک نیز می توان به درآمدها و سودهای زیادی رسید.

گردشگری صنعتی است که با کمترین سرمایه بیشترین در آمد و اشتغال را نصیب کشور می کند زیرا همه چیز از جمله آثار و اماکن باستانی و تاریخی و طبیعی برای این کار در اغلب نقاط کشور وجود دارد.

در صنعت گردشگری به ازای ورود هر گردشگر به کشور دستکم 5 شغل ایجاد می شود و میزان اشتغال بخش گردشگری نیز 2/11 برابر سریع تر از سایر بخش ها است.

اشتغال، درآمد و تفریح از نیازهای اساسی بشر است و همه اینها در گردشگری وجود دارد و این صنعت ظرفیت پاسخگویی به همه اینها را در اختیار دارد.

زمینه رشد گردشگری در ایران

رشد گردشگری در ایران سهل الوصول تر از بسیاری از کشورها است زیرا همه نوع آثار باستانی، تاریخی و طبیعی در کشور وجود دارد و به دلیل چهار فصل بودن کشور استفاده از آنان در طول سال امکان پذیر است.

به عبارتی گردشگری در ایران را می توان صنعتی برای تمام فصول دانست و در این شرایط اگر زیر ساخت های گردشگری شامل راه، اقامتگاه ها، هتل و مراکز پذیرایی استاندارد سازی شود آنگاه همه چیز برای رشد درآمد و اشتغال فراهم می شود.


 
 
استاد محمد سلحشور چهره ماندگار خوشنویسی ایران
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٤
 
چهره ماندگار خوشنویسی میهمان فرزانگان
 چهره ماندگار خوشنویسی میهمان فرزانگان
استاد محمد سلحشور استاد بنام خوشنویسی و از چهره های ماندگار ایران پنجشنبه ۱۵ بهمن میهمان برنامه فرزانگان خواهد بود.

به گزارش روابط عمومی رادیو فرهنگ، برنامه فرزانگان که به معرفی چهره های ماندگارعلمی و فرهنگی ایران اختصاص دارد، پنج شنبه ها ساعت 21 با اجرای دکتر محمود اسعدی (استاد دانشگاه) پخش می شود.

در برنامه این هفته دکتر اسعدی میزبان استاد محمد سلحشور از اساتید برجسته خوشنویسی کشور خواهد بود تا با وی درباره زندگی  و آثار و همچنین موفقیت ها و دستاوردهایش گفتگو کند. ایشان خوشنویسی را نزد استاد حسن زرین‌خط شروع کرد و سپس از محضر استاد سید حسین میرخانی و استاد علی‌اکبر کاوه سود جست.

وی در حدود ده هزار صفحه را کتابت کرده است که از آن جمله دیوان‌های شعر نظیر دیوان رباعیات خیام، باباطاهر و حافظ را می‌توان نام برد.


 
 
زندگینامه شهید خلیان عباس بابایی (۱۳۲۹ - ۱۳۶۶)
نگارنده : جوان ایرانی - ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٠
 

عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. وی دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۴۸، به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد.

بابایی در سال ۱۳۴۹، برای گذراندن دوره خلبانی به آمریکا رفت و پس از بازگشت با ورود هواپیماهای پیشرفته اف - ۱۴ به نیروی هوایی، وی که جزء خلبان‌های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف - ۵ بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف - ۱۴ انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.

عباس بابایی

با اوج‌گیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی، بابایی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی گذشته از انجام وظایف روزمره، به عنوان سرپرست انجمن اسلامی پایگاه، به پاسداری از دستاوردهای پرشکوه انقلاب اسلامی پرداخت.


 
 
? نگاره های بعدی